۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه

ویترین کثافت جمهوری اسلامی در خارج از مرزها


سخنگوی دولتی که باعث شد ورود زنان به سالن والیبال ممنوع شود در کشور لهستان همراه با خانواده ی خود در بیشتر مسابقات شرکت کرده و تلاش هم کرده که ایرانیان مشکلی برای رفتن به سالن نداشته باشند!!!

در واقع اهداف این مزدوران کثیف جمهوری اسلامی به این شرح است:

1- ویترین برای جمهوری اسلامی ساخته که آره ما با خانواده میایم ورزشگاه!
2- رایزنی کرده که پرچم شیر و خورشید ایران توسط دوربین های ورزشگاه ثبت نشه.
3- پرچم خرچنگ نشان رژیم آخوندیسم رو بین تماشاچی ها پخش کرده.
4- و این عکس یادگاری سخنگوی دولت احمقی نژاد، دولت امام زمان ، دولت نزدیک النظر به رهبر چلاق جمهوری اسلامی هم ثبت شده.





۱۳ نظر:

  1. عکسه تابلو فوتوشاپه
    عکس زنه ناشیانه به زمینه اضافه شده
    ما خودمون این کاره ایم!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. این عکس به هیچ وجه دستکاری نشده ، مونتاژ نشده و بقول شما هم فوتوشاپ نیست. بر فرض محال هم که فوتوشاپ باشه. این آقا وقتی با همسرش می تونه توی یک کشور خارجی به دیدن بازی های والیبال بره اما در داخل کشور زنان و دختران ایرانی نمی تونن به ورزشگاه برن ، این خودش دروغ و ریا و نیرنگ حکومت کثیف و سرشار کلاه شرعی جمهوری رو مشخص می کنه. همه چیز برای دیگران حرام و برای خودشان حلال! در ضمن من حداقل پونزده ساله که بصورت حرفه ای با فوتوشاپ کار می کنم و کار عکاسی می کنم. شما که اینکاره ای با چه منطقی می گی فوتوشاپه؟! اصلا چه ارزشی داره یکی بخواد وقت بذاره و تا این حد دقیق عکس رو مونتاژ کنه؟ چیزی که عیان است اینه که 35 سال دروغ و زور و ریا حکومت کرده و با وجود تکنولوژی دیگه مردم خام این دروغ های آخوندها نمیشن.
      امیدوارم توی کار های اینکاره ای خودتون موفقتر باشید.

      حذف
  2. آخه آقای ما خودمون اینکاره هستیم که میگی عکس فوتو شاپ هست بی پدر و مادر حالا گیریم فتو شاپ از پوفیوزی این رژیم چیزی کم میکنه ؟ بی پدر و مادر وقتی همین آخوندها پارچه سفید را با خون گوسفند قرمز میکردند و این مردم ساده له را با شعار این سند جنایت پهلوی است به خیابان آوردند تو و فک و فامیلت مرده بودید بگید این فتو شاپ هست مردم گل نخورید ؟ دانشمندانی مثل تو را باید در کنار آخوند به دار کشید نکبت

    پاسخحذف
  3. آخوند موجود کثیفی هست چه با عمامه چه بی عمامه اما کثیف تر از آخوند کسانی هستند مثل اینکه میگه فتوشاپ هست که احتمالا یک جورایی زیر آخوند میپلکند آره جانم

    پاسخحذف
  4. جناب "بی پدر و مادر" خیلی مودب!
    حرف این است که با دروغ نمی توان با ظلم مبارزه کرد. فهمیدن این آی کیوی انشتین نمی خواهد!

    پاسخحذف
  5. aslan man omidvaram ke foto shap bashe chera ke hif nist khanomi in .chenin shik ba ashghali mesle in martike aks begire

    پاسخحذف
  6. حزب توده ایران چرا و به چه مجوزی در سال ۵۷ و ۵۸ از کسانی که مشکوک تصور میکرد دربازداشگاه های خود بازجوئی و آنها را شکنجه میکرد ؟؟!!
    برگرفته از مصاحبه جدید " محمد مهدی پرتوی " با نام مستعار " خسرو " رهبر تشکیلات مخفی حزب توده با خبرگزاری فارس در ۲۳/۳/۹۴
    این نخستین بار است که می‌خواهم دلیل دستگیری خود در سال 59 را افشا کنم. اواخر مرداد سال 59 در یکی از جلسات هفتگی با کیانوری، خدایی و هاتفی، کیانوری به من گفت
    یک مأموریت برای تو دارم.

    گفت یکی از افراد ساواکی متعلق به جریان ضدانقلاب هست که اینها می‌خواهند در نمازجمعه بمب‌گذاری کنند.

    خُب قبلاً هم حزب به این قبیل جریانات نفوذ می‌کرد و به دادستانی خبر می‌داد، مثل جریان قطب زاده.

    کیانوری در این جلسه گفت من با آقای قدوسی که در آن زمان دادستان انقلاب تهران بود صحبت کردم و به او گفتم ما این افراد را پیدا می‌کنیم و به شما می‌دهیم منتها چون شما درست بازجویی نمی‌کنید سرنخشان گم می‌شود و بقیه افراد آنها دوباره شروع به سازماندهی و فعالیت می‌کنند. آنها (قدوسی) گفتند مقدورات ما همین است چون ما نمی‌توانیم شکنجه کنیم و شکنجه از نظر قانون اسلام ممنوع است.

    کیانوری به قدوسی می‌گوید این مورد را تحویل ما دهید تا ما برای شما اطلاعات بگیریم. در این مورد خاص آقای قدوسی مخالفت نمی‌کند. سازمان هم این وظیفه را به گردن تشکیلات مخفی انداخت.

    حقیقت این است که اساسا این امور، با روحیات من سازگار نیست، اما سران حزب گفتند این کار عجله‌ای است و تا صبح فردا باید فرد مورد نظر دستگیر شود. همین الان بروید خانه این فرد را تحت نظر بگیرید؛ صبح فردا دادستانی او را دستگیر می‌کند و تحویل حزب می‌دهد.

    در مورد مکان نگهداری این فرد هم مطلبی بگویم. حزب به غیر از چاپخانه اصلی که در تهرانپارس بود و تجهیزات کاملی داشت، خانه برخی افراد را هم در اختیار می‌گرفت.

    زیرزمین منزل یکی از دانشجویان پزشکی که خودش و همسرش عضو حزب بودند را در نظر گرفتیم که دیوارهای آکوستیک داشت. از آن طرف هم به تیم تعقیب و مراقبت خبر دادیم بروند روبروی خانه آن فرد که تا صبح فرار نکند. ‌یک نفر را هم همراه ما کردند که کاراته کار بود و گفتند وقتی ضربه می‌زند، جایش نمی‌ماند. قرار بود او مسؤل بازجویی باشد.

    ** بیان برخی موضوعات شرم‌آور است

    یعنی در حقیقت وظیفه ما این بود که ما متهم را به روش خودمان بازجویی کنیم و اطلاعات بگیریم. ببینید ما به کجا کشیده شده بودیم. (بغض می‌کند)

    شاید خیلی‌ها دوست نداشته باشند این حقایق بیان شود چون شرم‌آور است ولی من می‌گویم که بدانید خود ما چه کردیم و به کجا کشیده شدیم.

    داستان عجیب و غریبی است. کیانوری با من در خیابان قرار گذاشته بود در حالی که در ماشین دادستانی بهمراه یکی از معاونین دادستان نشسته بود. مثلا من مسئول تشکیلات مخفی بودم. این‌قدر اوضاع بل بشو بود. این یکی از نمونه‌هایی است که نشان می دهد سازمان چگونه ضربه‌پذیر شد.

    به هر حال ما با 2 نفر از بچه‌های عضو تشکیلات و 3 نفر از پاسداران دادستانی به خانه آن متهم رفتیم و او را دستگیر کردیم.

    به اتفاق کیانوری که در ماشین دادستانی نشسته بود، به چهارراه قصر رفتیم. کیانوری با آن مسئول به داخل دادستانی رفت و قرارهایش را گذاشت. بعد از اینکه از دادستانی بیرون آمد به من گفت خودت با آنها هماهنگ کن و رفت.

    ما تا عصر آنجا منتظر ماندیم چون مثل اینکه اختلافاتی بین خود آنها برای تحویل متهم بود.

    درنهایت متهم را به همراه یک پاسدار تحویل ما دادند و گفتند ظرف 24 ساعت باید او را برگردانید.

    او را به همان منزلی که در نظر گرفته بودیم منتقل کردیم. دیروقت بود. شام خوردیم، هنوز بازجویی از متهم را شروع نکرده بودیم که یک عده پاسدار به داخل خانه ریختند. گویا یکی از همسایه ها به کمیته زنگ زده بود و اطلاع داده بود که اینجا رفت و آمد مشکوک صورت می‌گیرد.

    ما به پاسداران گفتیم مأموریت داریم. آن پاسدار همراه ما نیز برگه هویتش را نشان داد. گفتند اگر برگه مأموریت ندارید باید با ما بیایید. همه ما را به کمیته بردند. روز قبل کیانوری به من گفته بود برای این مأموریت باید اسلحه همراه داشته باشیم و چند اسلحه هم عقب ماشین گذاشته بودیم.

    ما را با همان ماشینی که آمده بودیم اسکورت کردند. من در ماشین از بچه‌ها خواستم از اسم مستعار استفاده کنند.


    پاسخحذف
  7. ان دلارهای بلوکه شده که در امریک و آلمان است
    سهمیه بچه های علی گدا و سوریه و لبنان است
    سهم کودکان کار و گل فروشان سر چهار راه ها
    تو سری و لگد مامور شهرداری و تجاوز و زندان است
    از چه روی سید حسن نصر الله چنین فربه شده ؟
    چونکه در سنگر بتونی خوراکش حوری و مرغ بریان است
    ان چپی و اصلاح طلب را چنین ساده نگاه نکن
    چونکه پیمانکار رژیم در" ونزوئلا " و ملک خراسان است
    abazar ghfari

    پاسخحذف
  8. ان میهن دوستانی که در ۱۳۳۲ کودتا کردند
    کشوری را ز نو ساختند ومدرن و اباد کردند
    این بیسوادان شبه روشنفکر که "ان قلاب " کردند
    رییدند به کشور اباد و آنرا را خراب کردند
    جاکشان شعارکودتا میدادند برای شاه
    خودشان خایه آخوند مالیدند و امام صدا کردند
    هنوز اسناد دستمال بداستیشان برای امام خشک نشده
    اتهام به شاه مدرن زدند خود را مظلوم نما کردند
    این شعر
    بلندی از اباذر غفاری هست که برای توده ای ها و مجاهدین ابله مسلمان سروده شده که امروزه به گه خوردن افتاده اند و به شاه اتهام میزنند .

    پاسخحذف
  9. چو با تخت منبر برابر کنند
    همه نام بوبکر و عمر کنند
    تبه گردد این رنجهای دراز
    نشیبی درازست پیش فراز
    نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
    ز اختر همه تازیان راست بهر
    چو روز اندر آید به روز دراز
    شود ناسزا شاه گردن فراز
    به رنج یکی دیگری بر خورد
    به داد و به بخشش همی‌ننگرد
    ز پیمان بگردند وز راستی
    گرامی شود کژی و کاستی
    پیاده شود مردم جنگجوی
    سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی
    کشاورز جنگی شود بی‌هنر
    نژاد و هنر کمتر آید ببر
    با تخت منبر برابر کنند
    همه نام بوبکر و عمر کنند
    نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
    ز اختر همه تازیان راست بهر
    چو روز اندر آید به روز دراز
    شود ناسزا شاه گردن فراز
    به رنج یکی دیگری بر خورد
    به داد و به بخشش همی‌ننگرد
    ز پیمان بگردند وز راستی
    گرامی شود کژی و کاستی
    پیاده شود مردم جنگجوی
    سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی
    کشاورز جنگی شود بی‌هنر
    نژاد و هنر کمتر آید ببر
    زیان کسان از پی سود خویش
    بجویند و دین اندر آرند پیش

    پاسخحذف
  10. در این خاک زرخیز ایران زمین
    نبودند جز مردمی پاک دین
    همه کیششان مردی و داد بود
    وز آن کشور آزاد و آباد بود
    چو مهر و وفا بود خود کیششان
    گنه بود آزارِ کس پیششان
    همه رهرو راه یزدان پاک
    همه دل پر از مهر این آب و خاک
    پدر در پدر آریایی نژاد
    ز پشت فریدون نیکو نهاد
    بزرگی به مردی و فرهنگ بود
    گدایی در این بوم و بر ننگ بود
    کجا رفت آن دانش و هوش ما؟
    که شد مهر میهن فراموش ما
    که انداخت آتش در این بوستان؟
    کز آن سوخت جان و دل دوستان
    چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
    خرد را فکندیم این سان ز کار
    نبود این چنین کشور و دین ما
    کجا رفت آیین دیرین ما؟
    به یزدان که این کشور آباد بود
    همه جای مردان آزاد بود
    در این کشور آزادگی ارز داشت
    کشاورز خود خانه و مرز داشت

    پاسخحذف
  11. انقلابی کردیم انقلابستان که خر از خنده غش کرد
    آنچنان فضای ٥٧ تیره و تار و سرابی شد
    که هادی خرسندی وافوری هم انقلابی شد
    وی که قبلا خایه سناتور مسعودی میمالید
    نا گهان با خدا گشت و حالی به حالی شد
    محسن پزشکپور که با خرج دولت حزبی زد
    وی که با یاری دولت وکیل مجلس میشد
    بعد از بلوای ١٧ شهریور سال ٥٧
    روزه سیاسی گرفت ونماز خواند و الهی شد
    انقلابی کردیم ما ملت مشنگ
    از سر بیکاری ، برای خنده
    شبها روی دیوار عکس خمینی و شریعتی
    کلیشه میکردیم و میگفتیم
    کس خواهر گذشته و حال و آینده
    زندانی سیاسی که پاسبان میکشت و از زندان آزاد شد
    ناگهان برایمان چه گوارا شد
    فیلسوفی گشت و قهرمانی تو خالی
    که با مردم کوچه و بازار
    مشغول دیدن آقا در ماه شد
    روشنفکر قلابی عزیز که ..
    دمی از وافور و منقل و خانم بازی غافل نبود
    ته ریشی گذاشت ، تسبیحی به دست گرفت
    سیگار هما کشید و محو اسلام انقلابی شد
    ان حزب طراز نوین طبقه کارگر
    یعنی حزب خائن توده
    کاندید ریاست جمهورش یک آخوند
    ان هم چه آخوندی از ته جدول لیگ دسته چهار
    یعنی شیخ صادق خلخالی بیسواد عامی شد
    انقلابی کردیم انقلابستان
    خر از شدت خنده به زمین افتاد
    دست و پا میزد و غش کرد
    هرچه داشتیم و داشتید از دست دادید و بعد
    برایش از آخوند گدایی کردید :
    برادر اجازه هست کمی روسری را بالا بزنم ؟
    برادر آستین کوتاه تا اینجا که جرم نیست ؟
    آقا تورا به خدا بنزین را هزار تومن نکنید ؟
    آقا دلال این دارو برای بیمار قلبی هست ارزان حساب کن
    آقا راننده طلاهایم را بردار این هم موبایل فقط به من تجاوز نکن
    برادر به خدا قسم ما نامزد هستیم بکش پایین ما هم بکنیم یعنی چه ؟
    بعله .......
    جاکشا پول نفت را شاه درب منزلتان میداد
    شکر کیلویی ١٧ ریال گوشت کیلویی ٧٥ ریال
    بنزین ٦ ریال و با مایو کنار دریا
    شما نسل ٥٧ بیسواد زمان شاه پادشاهی کردید
    ریدید به کشور ما
    یعنی کار انقلابی کردید ؟


    پاسخ

    پاسخحذف