۱۳۹۲ بهمن ۱۰, پنجشنبه

بازداشت چهار فعال دانشجویی و سایبری در تهران و مشهد

به گزارش جرس: طی روزهای اخیر چهار فعال سایبری و کنشگر دانشجویی، توسط ماموران امنیتی در تهران و مشهد بازداشت شدند.
 
به گزارش كميته گزارشگران حقوق بشر، مسلم بوشهریان، فعال سايبري، روز دوم بهمن ماه امسال هنگام ورود به فرودگاه بین المللی تهران، توسط ماموران حفاظت اطلاعات سپاه بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شده است.
 
اين در شرايطي است كه وي طی ماههای اخیر در چین مشغول به تحصیل بوده و از فعالان حوزه اینترنت و شبکه های اجتماعی به شمار می رفت.
 
هنوز از دلیل بازداشت، محل نگهداری و سرنوشت این فعال سایبری خبری منتشر نشده و مراجعات مکرر خانواده وی به مراجع قضایی، نتیجه ای در بر نداشته است.
 
همزمان ساسان و سیاوش جنتیان و رضا آلناصر، سه فعال در شبکه های اجتماعی نیز، روز شنبه پنجم بهمن ماه، در مشهد بازداشت شدند.
 
گزارش منابع خبری حاکی از آن است که این سه فعال سایبری، روز شنبه هنگام خروج از خوابگاه دانشگاه، توسط دو دستگاه خودروی پژوی سفید رنگ متوقف و توسط چند مامور مسلح و مجهز به بیسیم به زور سوار خودرو می شوند.
 
سیاوش جنتیان دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد و از فعالان وبلاگی – دانشجویی بوده، و ساسان جنتیان نیز، از فعالان دانشجویی بازداشتی در جریان حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ می باشد.
 
رضا آلناصر، نویسنده وبلاگ «کنکاش» نیز، پیش از این مورد احضار و تذکر توسط نهادهای امنیتی در خوزستان قرار گرفته بود.
 
هنوز از دلیل دستگیری و سرنوشت این دو برادر و دوست همراه آنان خبری منتشر نشده است.
 
طی هفته های اخیر، طیف وسیعی از وبلاگ نویسان، فعالان سایبری، کنشگران شبکه های اجتماعی و همچنین فعالان دانشجویی، در شهرهای شیراز، اصفهان، کرج، کرمان، شهریار و تهران، احضار، بازداشت یا ربوده شده اند، که از سرنوشت تعدادی از آنها خبری در دست نمی باشد.
 
سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش های خود، با توجه به رخدادهای ایران، این کشور را همچنان از بزرگترین زندانهای روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی سایبری در جهان معرفی کرده است.
 
منبع: جرس

۱۳۹۲ بهمن ۳, پنجشنبه

اضافه شدن یک سیستم جدید به فیس بوک و فرصتی بزرگ برای ایرانیان برای رساندن صدای خود به گوش دنیا

با اضافه شدن سیستم ترندیگ که در فیس بوک بسیاری فعال شده و برای دیگران نیز فعال می شود یک فرصت استثنایی برای  همه ایرانیان فراهم آمده که صدای خود را به گوش جهانیان و مردم جهان برسانند و از نقض آشکار حقوق بشر و حق آزادی اجتماعی و سیاسی در ایران پرده برداری کنند.

این سیستم بدین صورت است که با در نظر گرفتن میزان استفاده از هشتگ ها و کلماتی که در روز درباره آن گفتگو میشود ، 10 موضوع را انتخاب و در سمت راست یا چپ فیس بوک به عنوان موضوعات داغ مطرح می کند.

این موضوع فرصت طلایی را پدید آورده که ایرانیان با استفاده از هشتگ #IranHumanRights به نقض آشکار حقوق بشر در ایران و همچنین نداشتن ازادی اجتماعی و سیاسی اعتراض کنند

کافی است نوشته های خود یا عکسهای خود در مورد نقض حقوق بشر با این برچسب انتشار دهید . اگر میزان استفاده از این هشتگ به سطح زیادی برسد در فیس بوک به عنوان یکی از موضوعات داغ مطرح میشود و جهان را تحت تاثیر قرار خواهد.


پس بیایید همه فارغ از هر گونه اختلاف سیاسی ، عقیدتی ، مذهبی شروع به انتشار نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی با این هشتگ کنیم تا رسیدن به آن نقطه که این موضوع به یکی از 10 موضوع داغ فیس بوک برسد.

توضیحی که ضرروی هست تا جایی که میتوانید متن ها را به زبان انگلیسی بنویسید و اگر به زبان انگلیسی تسلط ندارید از عکس بجای نوشته استفاده کنید . مثل عکس اعدامی ها و زندانی ها در جمهوری اسلامی

۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه

چرا خبر مخالفت آیت الله خامنه ای با توافق ژنو تکذیب نمی شود؟

حسین باستانی
بی‌بی‌سی
اجرای توافق هسته ای ژنو میان ایران و گروه ۵+۱، در حالی آغاز شده که به تازگی، عده ای از اصولگرایان از مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با این توافق خبر داده اند.
انتشار پی در پی چنین اخباری، تاکنون با واکنش مستقیم یا غیرمستقیمی از جانب دفتر رهبری مواجه نشده و این در حالی است که در جمهوری اسلامی ایران، در مورد صحت مطالبی که به نقل از آیت الله خامنه ای منتشر می شود حساسیت بسیار شدیدی وجود دارند.
در جدیدترین نقل قول در همین زمینه، اخیرا جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از ابراز نارضایتی رهبر در مورد توافق ژنو در جلسه‌ای با حضور سران قوا و تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران سخن گفته است. مطابق نقل قول وی، آقای خامنه ای گفته است: "من فقیه هستم و سه بار این متن را خوانده‌ام و از آن تثبیت حق غنی‌سازی هسته‌ای به دست نمی‌آید". یک سایت نزدیک به جبهه پایداری، موسوم به "حکمت سرا"، کلیک فایل صوتی اظهارات آقای کریمی قدوسی را نیز منتشر کرده که در بخشی از آن مدعی شده آقای خامنه ای تیم مذاکره کننده هسته ای را به "پافشاری نکردن بر حقوق هسته‌ای" ایران متهم کرده است.
در گزارشی جداگانه، هفته نامه ۹ دی، نزدیک به جبهه پایداری، نیز ادعا کرد که "در پی آشکار شدن ضعف‌های متعدد و اشکالات جدی حقوقی و فنی توافق ژنو" آیت الله خامنه ای "در تذکری به دولت آقای روحانی، خواستار تقویت تیم مذاکرات شده است."
روایت محمداسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در همین زمینه، آن بود که چون "موافقتنامه ژنو به نفع جمهوری اسلامی ایران نبوده"، دو عضو جدید به "شورای ناظر بر مذاکرات هسته‌ای" اضافه شده‌اند. او در مصاحبه با شبکه خبر تلویزیون، مرجع اتخاذ چنین تصمیمی را "مقام های ارشد" نظام دانست.
در نیمه دی ماه جاری، محمد نبویان از نمایندگان عضو جبهه پایداری نیز، با انتقاد از گفتگوهای هسته ای دولت آقای روحانی، گفت که رهبر از مذاکره کنندگان خواسته بوده "خط قرمزها" را رد نکنند اما این توصیه رعایت نشده است.
وی یادآوری کرد: "چند سال پیش آقا به دیدار جامعه مدرسین قم رفتند و در آنجا جامعه مدرسین از احمدی نژاد انتقاد کردند، آقا فرمودند در زمان اصلاحات مسئولان که به خارج می‌رفتند برای مذاکرات نگران بودم اما حالا نیستم" و نتیجه گرفت که وقتی در زمان دولت روحانی "ایشان می‌فرمایند خطوط قرمز رعایت شود نشان از نگرانی آقا دارد".
به نوشته خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، احمد نبویان در بخشی دیگر از انتقادات خود، دولت را به عقب نشینی از برنامه هسته ای ایران متهم کرده و افزوده: "ما به دنبال بمب اتم نیستیم اما برای اینکه اسرائیل را سرجایش بنشانیم لازم است."
نکته مشترک در میان اغلب اظهاراتی که اخیرا در مورد مخالفت آیت الله خامنه ای با توافق ژنو منتشر شده، آن است که از جانب منسوبان جبهه پایداری منتشر شده اند. تشکلی سیاسی که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر از سعید جلیلی مذاکره کننده هسته ای سابق حمایت کرد و به شدت شکست خورد.
در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، برخی رسانه های محافظه کار گزارش کردند که در صندق شماره ۱۱۰ -که محل رأی دادن رهبر، اعضای دفتر و نزدیکان اوست- سعید جلیلی ۲۰۰، محمدباقر قالیباف ۱۲۴ و بقیه کاندیداها (از جمله حسن روحانی) کمتر از ۲۰ رای آورده اند. همچنین، احمد علم الهدی معاون سابق نماینده رهبری در سپاه پاسداران فاش کرد که آیت الله خامنه ای بعد از انتخابات، با اشاره به تعداد آرای سعید جلیلی گفته است: "این چهار میلیون نشانگر وجود یک جوهره در این جامعه است."
این نقل قول هم، همچون نقل قول های حاکی از نارضایتی رهبر از توافق ژنو، هرگز از سوی دفتر آیت الله خامنه ای یا نزدیکان او تکذیب نشد.
موضع رهبر چیست؟بعد از توافق ایران و شش قدرت جهانی در ژنو، حسن روحانی در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی نوشت که به موجب این توافق، حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی اورانیوم برای ایران به رسمیت شناخته می‌شود.
آیت‌الله علی خامنه‌ای به آقای روحانی پاسخ داد: "دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشکر از هیات مذاکرات هسته‌ای و دیگر دست‌اندرکاران است." این پاسخ، در خارج از ایران به معنای حمایت رهبر از مذاکرات ژنو تلقی شد، اما برخی آشنایان با ادبیات آقای خامنه ای، استفاده از عبارت "آنچه مرقوم داشته‌اید" برای اشاره به توافق ژنو را نشان دهنده احتیاط او در حمایت صریح از مذاکرات هسته ای تلقی کردند. گویی وی به دقت مواظب بود که از بیان جمله ای صریح در حمایت از توافق هسته ای جدید - که بعدها به عنوان سند حمایتش از مذاکرات مورد استناد قرار گیرد- خودداری کند.
آقای خامنه ای چند روز پیش از توافق ژنو نیز، گفت به مذاکرات جاری هسته ای با قدرت های جهانی "خوش بین نیست" اما معتقد است "این تجربه ایرادی ندارد".
وی توضیح داد: "از این مذاکرات ضرری نمی کنیم بلکه تجربه ای در اختیار ملت قرار می گیرد که مثل تجربه تعلیق موقت غنی سازی در سالهای ۸۲ و ۸۳، ظرفیت فکری و تحلیلی مردم را بالا خواهد برد." این بیان، حکایت از نوعی شبیه سازی میان گفتگوهای هسته ای جاری و مذاکرات سال های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ داشت که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی و به سرپرستی حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی انجام می شد. نکته قابل تامل در این میان آن بود که آیت الله خامنه ای نتایج آن مذاکرات را، به گواهی مواضع خود در طول شش سال گذشته، مثبت نمی دانست.
مقام اول حکومت ایران، در دی ماه ۱۳۸۶ گفت که "عقب نشینی" های دوره اصلاحات بر سر پرونده هسته ای به "مطالبه‌های پى‌درپى" ایالات متحده در مورد این پرونده و افزایش فشار بر جمهوری اسلامی انجامید. وی افزود ایران نباید تجربه لیبی را تکرار کند که "به کلى همه‌ فعالیت هاى هسته‌اى‌اش را کنار بگذارد... تهش را جارو کند، تقدیم کند به آنها [غرب]."
رهبر جمهوری اسلامی در فروردین ماه ۱۳۹۰، با انتقاد مجدد از "عملکرد قذافی در لیبی و تحویل امکانات هسته‌ای این کشور به آمریکا در مقابل تهدیدهای توخالی و وعده‌های ناچیز غرب" به تجلیل از سیاست هسته ای دولت محمود احمدی نژاد پرداخت و گفت که بر خلاف دولت وقت لیبی، "مسئولان جمهوری اسلامی در مقابل این تهدیدها، نه تنها عقب نشینی نکردند بلکه امکانات هسته‌ای خود را هر سال بیشتر کردند."
آقای خامنه ای در مرداد ماه ۱۳۹۱ در ذکری جداگانه از "عقب نشینی" های دوران اصلاح طلبان از برنامه هسته ای تکرار کرد: "در آن دوره به واسطه همراهی با غربی ها و عقب نشینی هایی که انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند که من مجبور شدم شخصاً وارد میدان شوم." در بهمن ۱۳۹۱، رهبر جمهوری اسلامی مجددا گفت: "در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به اینها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد".
آیت الله خامنه ای در خرداد ماه ۱۳۹۲ و دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری، برای چندمین بار بر بی اعتمادی خود به مفید بودن تنش زدایی پافشاری کرد: "هرچه شما ضعف نشان بدهید، او [دشمن] مى‌آید جلو؛ هرچه شما عقب بکشید، او جرى‌تر میشود. این را ما تجربه کردیم؛ یک جاهایى عقب کشیدیم، دشمن ما جرى‌تر شد".
شخص اول حکومت ایران، در مناسبت های متعدد دیگر نیز اظهارات مشابهی را بر زبان رانده که حکایت داشته ترجیح شخصی او، ادامه سیاست هسته ای دوران محمود احمدی نژاد است، هرچند موضع گیری های یک سال اخیر رهبر، حکایت از تجدید نظر او در "ممکن بودن" ادامه چنان سیاست هایی دارد.
'اختیاردار' پرونده هسته ایرئیس جمهور ایران، به تازگی در واکنش به منتقدان مذاکرات هسته ای گفته است: "برخی متوجه نیستند که رهبری نظام، نقش تعیین کننده‌ای در سیاست‌های کلی نظام دارند و اختیار برخی از امور با ایشان است و ایشان باید تصمیم بگیرند."
حسن روحانی در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری نیز، در پاسخ به منتقدان گفتگوهای هسته ای زمان ریاست جمهوری محمود خاتمی، یادآوری کرد که ولی فقیه، با صراحت از نتایج مذاکرات هسته ای حمایت کرده بود.
آقای روحانی در کتابی موسوم به "اکلیک منیت ملی و دیپلماسی هسته ای" که راجع به آن مذاکرات منتشر کرده، نوشته که شخص رهبر از او خواسته بود با قبول مسئولیت پرونده، "باری را از روی دوش نظام بردارد".
یکی از تامل برانگیزترین تاکیدات حسن روحانی در این کتاب، آن است که وی پیش از امضای موافقتنامه سال ۱۳۸۲ با وزاری امور خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان - که به "توافق سعدآباد" معروف شد - برای کسب تکلیف با دفتر رهبر ایران تماس گرفته اما از جانب رهبری "خبری نشده" است. در نتیجه، او با این ارزیابی که آقای خامنه ای مخالف توافقنامه نیست، آن را امضا کرده است. این همان توافقی بود که به موجب آن، ایران متعهد به تعلیق غنی سازی اورانیوم شد و بعدها، به عنوان نشانه ای از "عقب نشینی" مذاکره کنندگان هسته ای، هدف انتقادات پی در پی منسوبان رهبری و سپس خود او قرار گرفت.
تردیدی نیست که آیت الله خامنه ای، از زمان تشدید تحریم های نفتی و مالی در تابستان ۱۳۹۱، که آنها را "وحشیانه" خوانده، به تدریج به این نتیجه رسیده که چاره ای جز تجدید نظر در سیاست هسته ای کشور وجود ندارد. تغییر رویکردی که در موضع گیری های متفاوت او پس از تشدید تحریم های نفتی و بانکی و به ویژه تاکید وی بر لزوم "نرمش قهرمانانه" در دیپلماسی بازتاب داشته است.
اکنون، اگرچه واضح است که شخص اول نظام و منصوبان او، انتظار دارند حسن روحانی برای رفع این تحریم ها بکوشد، اما ظاهرا ترجیح می دهند هزینه های سیاسی این فرایند را به عهده مذاکره کنندگان هسته ای بگذارند تا در صورت گره خوردن کار مذاکرات، خود را در جایگاه "اپوزیسیون" دولت و منتقد سیاست خارجی آن قرار دهند.
در چنین شرایطی، عدم موضع گیری رهبر و نزدیکانش در خصوص اخباری متعددی که در مورد مخالفت آقای خامنه ای با توافق هسته ای ژنو منتشر شده، امکانات قابل فهمی را برای آنها فراهم می‌کند: اینکه در صورت موفقیت روند مذاکرات، توفیقات به دست آمده را نتیجه همراهی رهبری بدانند، و در صورت به بن بست رسیدن گفتگوها، تاکید کنند که آقای خامنه ای همچون سال ۱۳۸۲، از ابتدا مخالف توافقات دولت با غربی ها بوده است.
نهایت آنکه اگر در نقطه ای از مذاکرات جدید هم حسن روحانی و مذاکره کنندگانش نیاز به پذیرش صریح مسئولیت تصمیماتی سرنوشت ساز از سوی رهبری داشته باشند، منتفی نیست که یک بار دیگر – همچون مقطع امضای توافقنامه سعدآباد- از آیت الله خامنه ای "خبری نشود".

دو زن در حادثه آتش سوزی خیابان جمهوری تهران جان باختند

 
در پی بروز آتش‌سوزی در یک ساختمان تجاری در خیابان جمهوری تهران در روز یکشنبه ۲۹ دی (۱۹ ژانویه)، دو زن کارگر که به دلیل شدت آتش‌سوزی از پنجره‌های طبقه پنجم ساختمان آویزان شده بودند، سقوط کردند و جان باختند.
پس از انتشار عکس های مربوط به این آتش سوزی و صحنه‌‌ سقوط این زنان در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، برخی از شاهدان این حادثه از "ضعف سیستم آتش نشانی و باز نشدن پله‌های نردبان آتش نشانی" خبر دادند.
جلال ملکی، سخنگوی آتش نشانی تهران گفته بود که این دو زن به دلیل "عجله و استرس به پایین پرت شدند"، اما شاهدان می‌گویند که "نردبان‌ها باز نشد و شدت آتش به حدی بود که تعدادی از کارگران از ساختمان آویزان شدند، اما این دو زن نتوانستند بیش از آن آویزان بمانند به پائین پرت شدند."
معاونت عملیات آتش نشانی تهران امروز گفت که هنوز نمی‌توان در مورد اینکه نردبان‌ها باز نشده یا مشکل فنی وجود داشته اظهار نظر قطعی کرد و تمامی این مسائل در دست بررسی است. او گفت که در آینده گزارش این حادثه منتشر خواهد شد.
در همین حال جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش نشانی امروز به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: "یکی از نردبان‌های هیدرولیکی در پایین ساختمان مستقر و جک نردبان زده شد، اما متاسفانه به دلیل اشکال فنی در قطعات کامپیوتری دستگاه، پله‌های نردبان باز نشد. باز شدن پله‌ها و استقرار نردبان یک یا دو دقیقه طول می‌کشد که در همین زمان کوتاه یکی از خانم‌ها به علت عجله خود را به پایین پرتاب و نفر دوم نیز تا باز شدن نردبان هیدرولیکی دوم خود را به پایین انداخت."
شاهدان عینی می‌گویند که امکانات در دقایق اولیه این آتش سوزی بسیار محدود بود و کارگران گیر افتاده در حریق هراسان از بالای ساختمان فریاد می‌زدند و درخواست کمک می‌کردند.
سخنگوی سازمان آتش نشانی در این مورد گفته: "پس از مشاهده گستردگی حریق چند ایستگاه آتش نشانی، تشک نجات و دو نردبان هیدرولیکی نیز سریعا در محل حاضر شدند."
براساس قوانین شهرداری، سیستم خروج اضطراری و تدابیر مربوط به حریق احتمالی در ساختمان‌ها صنعتی، انبارها، سالن‌های اجتماعات، مجتمع‌های تجاری و اماکن پر مخاطره که نیاز به راه دسترسی اضطراری و پله اضطراری دارند، باید به تائید سازمان آتش نشانی برسد.
اما کارشناسان معماری معتقدند که بسیاری از ساختمان‌های اداری و تجاری قدیمی در مناطق مرکزی و اطراف بازار تهران ایمن سازی نشده‌اند و می‌توانند برای کارکنان و ساکنان خطر ساز باشند.
یکی از این کارشناسان با اشاره به اینکه در دو دهه گذشته فقط در حد حرف به بازسازی بافت های فرسوده تهران توجه شده است، گفت: "۲۰ سال است که فریاد می زنیم به وضعیت ساختمان‌ها و کارگاه‌ها در مناطق قدیمی تهران رسیدگی کنید، اکثر ساختمان‌های این محدوده استاندارد نیست و در اثر یک زلزله، آتش سوزی یا نشتی آب می‌تواند فاجعه آفرین شود، اما هر بار مالک آنها به شهرداری می روند و مشکل را به لطایف الحیل یک شبه حل می‌کند، این هم نتیجه چنین اقداماتی است."

'کارگر ترسید و مرد'

به اعتقاد فعالان کارگری نیز عدم توجه کارفرمایان به ایمنی کار مسئله‌ای است که هر ساله جان صدها کارگر را می‌گیرد، اما توجهی به آن نمی‌شود.
یکی از کارگران در استان تهران با انتقاد از اینکه سازمان آتش نشانی نتوانسته به موقع امدادرسانی کند، گفت: "کارگر از شدت آتش به پنجره پناه برده، آن وقت می‌گویند کارگر ترسید، پرید پائین! کارگر توان جسمی‌اش کم بود! مگر ما ورزشکار حرفه‌ای هستیم که از دیوار آویزان بمانیم؟ به جای اینکه بگویند اشتباه کردیم، کارگر را مقصر می‌دانند."
فعالان کارگری معتقدند که ضعف مقررات، نبود انگیزه پیاده‌سازی‌ ایمنی برای کارفرمایان، مشکلات تکنولوژی، کمبود آموزش‌های حرفه‌ای و ضعف مهارت‌های مدیریتی ازجمله عوامل تعیین‌کننده وقوع حوادث کار است.
از سوی دیگر نبود تشکل‌های کارگری برای حمایت از حقوق کارگران در حوزه‌هاتی مختلف از دیگر مسائلی است که فعالان کارگری از نبود آن گلایه دارند.
سازمان پزشکی قانونی ایران اعلام کرده که در دو ماهه اول امسال ۲۶۵ نفر جان خود را در اثر حوادث کار از دست داده‌اند. از میان آنها ۲ نفر زن بوده‌اند.
مطابق گزارش سازمان پزشکی قانونی، در دو ماه اول امسال استان‌های تهران، خراسان رضوی و کرمانشاه، به ترتیب بیشترین حوادث مرگبار کار را داشته‌اند.
سازمان بین‌المللی کار (ILO) می‌گوید هر ۱۵ ثانیه یک کارگر جان خود را بر اثر حادثه مرتبط با کار از دست می‌دهد.

۱۳۹۲ دی ۲۸, شنبه

به نظرتون کی برده؟ ایران یا 5+1

به نظرتون کی برده
خلاصه آنچه در توافقات کارشناسی ژنو اتفاق افتاد ..
سر مردم کلاه گذاشتن یا سر خودشون ?

 

۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

خانواده یک دندانپزشک تبریزی به نام علیرضا پیری دیزجی بعد از سه سال سکوت شان را شکستند

خانواده یک دندانپزشک تبریزی به نام علیرضا پیری دیزجی بعد از سه سال سکوت شان را شکستند و در مصاحبه ای با مسیح علی نژاد در برنامه خبرساز آنتن در صدای آمریکا از ناپدید شدن فرزند شان در دی ماه سال ۸۹ خبر دادند. چندی پیش پیمان عارف یکی از زندانیان سیاسی سابق در صفحه فیسبوک خودش خبر داده بود که دکتر علیرضا پیری دانپزشک تبریزی در سال ٨٨ عضو ستاد میرحسین موسوى در تبریز بوده که ٣ سال پیش در دیماه ٨٩ در عملیات بازداشت خیابانى که عمدتاً به رویه معمول نهاد امنیتى موازى مى ماند ، در خودروى خود بازداشت می شود. از آن پس تاکنون هیچگونه اطلاعى از سرنوشت این دندانپزشک تبریزى در دست نیست.

اگر چه ماجرای ناپدید شدن فعالان سیاسی و دانشگاهی ماجرای تازه نیست اما باور چنین اتفاقاتی معمولا برای مردم سخته. برای همین من رفتم سراغ خانواده این دندان پزشک و از آنها خواستم با صدای خودشان برای شما ماجرای ناپدید شدن فرزندشون رو شرح بدهند.
محمد حسن پیری پدر علیرضا پیری می گوید: اسمش علیرضا پیری دیزجی فرزند محمد حسن است. که سه سال از او خبر نداریم. وقتی از سر کارش به خانه می آمد از آن زمان تا کنون هیچ خبری از او نداریم.
خانواده علیرضا پیری دندان پزشک تبریزی از دی ماه ۸۹ تا کنون اصلا نمی دانند که اصلا فرزندشان را چه کسانی برده اند. از روز بیست و هشتم دی ماه که علیرضا پیری به خانه بر نمی گردد، این خانواده به هر دری زدند که ببینند چه اتفاقی افتاده است و حتی ماشینش را آگاهی تبریز از پارکینگ طبقاتی سهند پیدا می کند.
اینکه آیا ناپدید شدن او اساسا ارتباطی به بازداشت های انتخاباتی دارد یا نه. سوالات من هم بوده که از خانواده اش پرسیدم. پاسخ را می توانید از زبان پدر علیرضا پیری بشنوید:

آیا او عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بود؟

پدر علیرضا پیری پاسخ می دهد: بله فرزند من یک مغازه ای در منطقه « نصف راه» تبریز داشت که آن مغازه را به آقای موسوی داد و ستاد انتخاباتی باز کرده بود. ما به همه مسولان و به همه جای ایران نامه دادیم ولی کسی به ما جواب مثبتی نداد. نوه من که دختر دکتر علیرضا پیری است با نماینده شهرمان در مجلس هم دیدار کرده ولی آنها هم گفتند خبر ندارند.
از طرفی این خانواده حتی در این مدت به هرکسى که ادعا کرده “به شرط فلان مبلغ میتوانم خبرى از فرزندتون بیارم”؛ به گفته خودشون مجموعا صد میلیون تومان پرداخت کردن ولی هیچ نتیجه اى به دست نیاوردند.! پدر علیرضا پیری می گوید:‌ یک کسانی می آیند یک صحبت هایی می کنند و می گویند، نترس، یک پول هایی آدم می دهد که بروند فرزندمان را پیدا کنند. من از کجا بدانم که آنها راست می گویند یا دروغ می گویند ، من هفتاد هشتاد میلیون خرج کردم برای اینکه کسانی بچه ام را پیدا کنند ولی نتیجه ای نداد.
وقتی یک شهروندی که تا دیروز مشغول طبابت و یا کار خودش بوده، در ایران ناپدید می شود، دوستان و همکاران او چه کار و کمکی می توانند انجام دهند؟ از یکی از دندان پزشکان جوان ایرانی خواستم در این زمینه مرا یاری کند تا ببینم همکاران او در سازمان نظام دندانپزشکی چه کمکی به خانواده این دندانپزشک تبریزی کردند اما او به شدت نگران امنیت خود و خانواده اش بود و عذر خواست که نمی تونه کاری بکند. تنها یک عکس از مطب علیرضا پیری به دستم رسیده و پاسخی که همکاران علیرضا به پدرش می دهند را هم می توانید از زبان خودش بشنوید:





آقای محمد حسن پیری می گوید: پسرم کارمند دانشگاه علوم پزشکی تبریز هم بوده، موقعی که می رفت درمانگاه بعد از آنجا هم می رفت مطلب خودش هم کار می کرد. از من سراغ همکارانش هم رفتم ولی آنها فقط می گویند انشالله که پسرت می آید. همین حرف ها را فقط به من می گویند. پسرم حتی یک تلفن هم به ما نزد و ما نمی دانیم او کجاست..
از پدر آقای پیری می پرسم در چنین شرایطی درخواست شما از مسولان چه است؟
پاسخ می دهد: ما از دولت می خواهیم به ما اطلاع دهند که پسرمان کجاست بلاخره دولت است دیگر می توانند پیدا کنند. بچه ام نه معتاد بود، نه بچه خلافکاری بود. یک دکتر بود که تحویل این مملکت دادم. بچه ام را اول از خدا و بعد از دولت می خواهم. به من یک کمک کنند، مادرش دخترش همسرش، برادرش، خواهرش و من خودم نگران هستیم. پسرم یک دختر دارد که امسال دانشگاه می رود. ما چند خانواده سرگردان شدیم. به ما یک اطلاع بدهند که بچه من کی می آید. یا اگر خدای نکرده بچه مان مرده فقط به ما خبر بدهند که بچه ما کجاست. شما را به خدا و پیغمبر التماس می کنم بچه ما را فوری به ما برسانید…

این اولین بار است که خانواده آقای پیری از طریق مصاحبه خواستار این شدند که همه مسولان به آنها کمک کنند تا نشانه ای از فرزندشان پیدا شود. اما این مصاحبه انگار نتوانست پدری که سه سال در سکوت و در تنهایی دنبال فرزندش گشت را آرام کنه برای همین از من خواست تا سخن پایانی اش رو هم به گوش مسولان برسانم. سخنی که شاید شنیدن اش برای فرزند دندانپزشک او و یا سایر فرزندان دیگر این خانه آسان نباشه تا ببینند و بشنوند که یک پدر چگونه برای اینکه نشانه ای از فرزندش پیدا کند درخواست عفو هم می کنه بی اینکه بداند جرمش چه است:.



پدر دکتر پیری می گوید: از مسولان خواهش می کنم، تقاضا می کنم اگر بچه من یک جرمی هم مرتکب شد به خاطر سن و سال من عفو کنند، به دخترش به مادرش به برادرش نگاه کنند و بچه ما را عفو کنند. اگر هم یک جایی اشتباهی کرده، غلط کرد، من هم اگر اشتباهی کردم غلط کردم بچه ام را آزاد کنید که بیاید پیش ما. ما از دینا دیگر سیر شدیم.. ‌



تنها دختر دکتر علیرضا پیری و همسر ایشان در طول این سه سال به هر دری زدند اما نشانه ای از پدر خانواده پیدا نکردند.

پدر و مادر دکتر پیری هم به گفته خودشان در این سه سال بیمار شدند و داروهایی که برای ضد افسردگی در این سه سال مصرف کرده اند هم درمانگر نیست. تنها خواسته شان این است که حداقل دولت جدید تدبیر لازم رو برای پیدا کردن فرزندشان انجام بدهد و امید آنها به پاسخگویی را نا امید نکند. من به سازمان نظام دندانپزشکی هم زنگ زدم آنها گفتند فقط به خبرنگاران داخل ایران در این زمینه پاسخگو خواهند بود.

از وب سایت مسیح علی نژاد

تیراندازی ضمن مداحی

به فرزندان خود شنا، سواركارى و مداحى بياموزيد. خودشان تیراندازی را ضمن مداحی خواهند آموخت!

وزیر دادگستری دولت بنفش: احمد شهید شخصی فاسد و یک عمله سیاسی است

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری دولت روحانی ، که با هاشمی‌ رفسنجانی‌ هم نسبت خانواد‌گی دارد  روز پنجشنبه، احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، را فردی «فاسد» خواند و گفت:«احمد شهید اصلا یک حقوقدان نیست و به صورت یک عمله سیاسی وارد عرصه شده و از همان ابتدا علیه ملت ایران موضع گرفته است.»
وی افزود: «ما در اصل با وجود گزارشگر مخالفیم چون ما از نظر حقوق بشر جایگاه ویژه‌ای در جهان داریم.»
احمد شهید در آخرین گزارش خود از ادامه نقض حقوق بشر در ایران خبر داده بود.
وی در این مورد به رادیو فردا گفته بود: «گزارش من شامل اطلاعاتی است درباره مسائل حقوق بشری در ایران. یعنی تمام مواردی که باعث نگرانی است و آقای روحانی وعده اصلاح آنها را داده. مانند آزادی بیان و رفع تبعیض جنسیتی. با توجه به این که آقای روحانی در کمپین انتخاباتی‌اش درباره منشور حقوق مدنی صحبت کرده بود امیدوارم که این صحبت‌ها زمینه‌ای باشد برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران. این گزارش در ماه اکتبر تهیه شده و هدف اصلی من این بود که ببینم چه پیشرفت‌هایی در زمینه حقوق بشر در ایران رخ داده است.»
وزیر دادگستری ایران که در مراسمی که با موضوع حقوق بشر در ایران و جهان در مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی سخن می گفت، افزود: «مشکل اصلی غرب با ما بحث حقوق بشر است و موضوعات هسته‌ای و تروریسم در جایگاه‌های بعدی قرار دارند.»
ایران پیشتر گزارش احمد شهید را مغرضانه و بی‌اعتبار توصیف کرده و علت تصویب قطعنامه‌هایی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را اختلاف غرب با جهان اسلام می‌داند.
احمد شهید می گوید «ایران می‌خواهد برخی از موارد را برخلاف قوانین بین‌المللی اجرا کند و می‌گوید که این موارد بر اساس فرهنگ و قوانین اسلام است. این کاملاً اشتباه است. چرا که اسلام به حقوق بشر احترام می‌گذارد و با انسان‌ها دوستانه برخورد می‌کند.»
سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر بارها جمهوری اسلامی را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرده اند.
مصطفی پورمحمدی، معاون سابق بخش عملیات اطلاعات خارجه در وزارت اطلاعات و یکی از کسانی که در قتل‌های زنجیره‌ای دهه‌ی هفتاد و اعدام‌های ۶۷ نقش اصلی را داشته و اکنون به عنوان وزیر دادگستری در دولت “تدبیر و امید” حسن روحانی معرفی‌ شده است.
در پی صدور حکم آیت‌الله خمینی در تابستان سال ۶۷ نماینده‌ی وزارت اطلاعات در هیات سه نفره‌ای – در کنار نیری (قاضی شرع) و اشراقی (دادستان تهران) – بود که در نهایت حکم اعدام زندانیان سیاسی – به گفته‌ی آیت‌الله منتظری در کتاب خاطراتش مابین ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر – را صادر کرد.

۱۳۹۲ دی ۲۶, پنجشنبه

ترانه ای جدید از شاهین نجفی و محسن یگانه به نام پریود

ترانه ای جدید از شاهین نجفی و محسن یگانه

نقد و نظر از شما.

 

ناگفته‌هایی از پشت پرده تحریم‌های ایران

در تمام سال‌هایی که اخبار اعمال تحریم‌ها علیه اقتصاد ایران منتشر شده‌، نام یک اقتصاددان بوده که در رسانه‌ها، ابعاد تحریم‌ها را توضیح داده و از آینده آن‌ها سخن گفته است.

مهرداد عمادی، اقتصاددان مقیم بریتانیا، نامی آشنا برای کسانی است که اخبار تحریم‌ها را دنبال کرده‌اند او در این سال‌ها با عنوان مشاوراقتصادی اتحادیه اروپا، تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را برای مخاطبان رسانه‌های فارسی‌زبان، واکاوی کرده و آثار و نتایج احتمالی این تحریم‌ها را توضیح داده است.

این دانش آموخته در دانشگاه «ساسکس» بریتانیا، مدرک دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه «وارویک» لندن گرفته است، آقای عمادی متخصص مدل سازی ریاضی در اقتصاد است.

این اقتصاددان مقیم بریتانیا، این روز‌ها در گروه مشاوره «بتا ماتریکس»، مطالعات و تحقیقاتی را در حوزه شفافیت، درجه نظارت آزاد و عمومی بر قراردادهای خارجی در حوزه تجارات و نقل و انتقال‌های بانکی و همچنین پول‌شویی سامان می‌دهد.

مهرداد عمادی در «یک ماه و یک گفت‌و گو»ی این ماه، از ناگفته‌های تحریم‌های اقتصادی علیه ایران سخن گفته است.
 آقای عمادی! شما در دوره‌ای به عنوان مشاور اقتصاد اتحادیه اروپا در جریان شکل گیری و جزئیات تحریم‌های اعمال‌شده اتحادیه اروپا علیه ایران بودید.
 این روز‌ها که در آستانه اجرایی شدن توافقنامه ژنو هستیم، شما که با نگاه اروپایی‌ها در اعمال تحریم‌ها آشنا هستید، فکر می‌کنید که تحریم‌های اقتصادی اعمال شده علیه ایران، موفقیت آمیز بوده و تحریم‌کنندگان به اهداف خود دست یافته‌اند؟

مهرداد عمادی: بله، به نظرم توفیق نسبی داشته و یک سری از اهدافی که به صورت گروهی پذیرفته شده بود مانند اینکه تحریم‌ها در ایران برای مدیران سیاسی، انگیزه تغییر رفتار بدهد، با این تحریم‌ها به این تغییر رویه کمک شد، اگرچه این تحریم‌ها تنها ابزار نبودند، اما در این چارچوب کمک بسیاری کرد.

 ولی خب کسانی هم بودند که تحریم‌ها را در سقف بالاتری می‌خواستند و به خصوص در فرانسه و در کابینه پیشین این کشور، به دنبال آن بودند که تحریم‌ها به گونه‌ای طراحی شود که زمینه ساز تغییرات دیگری در ایران بشود که به نظرم آن‌ها هیچگاه، امکان موفقیت نداشتند چراکه در هیچ زمانی نمی‌بینیم که تحریم‌ها به تنهایی، توانسته باشند در راستای هدفی مانند تغییر سیستم و رژیم، عمل کنند.

ولی در این چارچوب که تحریم‌ها، توانستند هزینه رفتار کدر در ایران را بالا ببرند، به نظرم بسیار مثبت عمل کردند.

آقای عمادی! اساسا این نگاه یعنی تغییر رژیم سیاسی در ایران با استفاده از تحریم‌ها، آن زمان که بحث تحریم‌ها در اتحادیه اروپا علیه ایران مطرح بود تا چه اندازه بین اعضا حاکم بود و چه وزنی داشت؟

من فقط یک بار شاهد این پیشنهاد بودم. اما مسلما صحبت‌های دیگری هم بود که در رده من نبود و من نمی‌توانم آن صحبت‌ها را تایید یا رد کنم.
اما من در یک مورد در نشستی که در فرانسه برگزار شد، شنیدم که تحریم‌ها بخشی از یک اسلحه‌خانه بزرگ‌تر هستند و تحریم‌های شدیدتری مانند محاصره دریایی ایران برای رفت‌و آمد کشتی‌ها و کالا مطرح بود. ولی در خارج از آن یک مورد استثنایی، چه در بخش اروپایی اتحادیه اروپا و چه در بریتانیا، آن چیزی که من می‌توانم گزارش بدهم این بود که همواره از تحریم‌ها به عنوان یک ابزار دیپلماتیک که ایران را به سوی شفاف‌سازی در روابطش تشویق کند، استفاده شود.
این واقعیتی است که در آن سه سال و نیم، هیچ زمان به جز آن مورد استثنا که گفتم در فرانسه بود و در دولت پیشین این کشور، من ندیدم که چنین نگاهی به تحریم‌ها وجود داشته باشد.

به خاطر دارید که اعمال تحریم‌ها علیه ایران و افزایش آن فشار‌ها، مثلا به طور مشخص همین جلسه‌ای که از آن صحبت‌می کنید، به چه زمانی بازمی‌گردد، آیا اِعمال و تشدید فشار‌ها در اتحادیه اروپا با وقایع و اتفاقات سیاست داخلی یا اقتصادی ایران، ارتباط معناداری داشت؟

بله، حتما داشت. برای اینکه ایران کشور خیلی کوچکی نیست که بتوان بیرون از آن کشور در برلین، پاریس یا لندن نشست و برای آن تصمیم گرفت.

ایران کشوری بسیار بزرگ است با روابط بسیار پیشرفته و بسیار پیچیده سیاسی و اجتماعی است و طبیعتا وقتی تحریم‌ها مدیریت و ارزیابی می‌شدند، نه تنها اثر آن‌ها بر روی اقتصاد ایران نگاه و بر اساس آن تنظیم می‌شد، بلکه مهم‌تر از آن مسایل خود ایران که ممکن بود مستقیم با تحریم‌ها در ارتباط نباشد هم، مورد توجه قرار می‌گرفت و در این چارچوب، مثلا می‌توانم اشاره کنم که مدت کوتاهی پس از برگزاری انتخابات پیشین در ایران، یک باز ارزیابی در مورد تحریم‌ها صورت گرفت و دلیل آن هم این نبود که آیا انتخابات در ایران درست برگزار شده است یا خیر؟ یا اینکه آیا آرا درست شمرده شده است یا نه، بلکه این باز ارزیابی به خاطر گفته‌های آقای احمدی‌نژاد بود که ایشان بلافاصله پس از انتخاب مجدد‌شان در دو سخنرانی گفتند.

خب، آن سخنرانی‌ها، به شدت درجه حرارت تنش ایران با غرب را بالا برد، مثلا من می‌توانم به جرات بگویم که در آن تابستان پس از انتخابات، بیش از۸۰ درصد از سوخت تشدید تحریم‌های اروپایی علیه ایران به خاطر دو سخنرانی آقای احمدی‌نژاد بود.

آن سخنرانی‌ها، محتوایی داخلی داشت یا بین‌المللی و بیرونی؟

یکی از آن‌ها محتوایی داخلی داشت که در غرب، آن سخنرانی بسیار منفی دیده شد و سخنرانی‌ای بود که ایشان انجام دادند ودر چارچوب آن، ناراضیان از انتخاب مجدد خودشان را نام‌گذاری کردند و لحن بسیار منفی و توهین آمیز داشتند که در غرب بسیار منفی دیده شد.

منظور شما‌‌ همان سخنرانی است که آقای احمدی‌نژاد، مخالفان خود را «خس و خاشاک» نامیدند؟ منظور شما‌‌ همان سخنرانی است؟

بله، بله. خب به هر حال وقتی رئیس‌جمهوری یک کشور به شهروندان خود با چنین گفتاری رجوع بکند، بازتاب خارجی آن بسیار منفی است و نشان می‌دهد که رئیس جمهور، خود را رئیس‌جمهوری تمام کشور نمی‌داند و نشانه آن است که یک مساله جناحی در ایران رو آمده است که خب آن سخنرانی، دست ایران را بسیار ضعیف کرد.

مورد دوم هم، یک سخنرانی بود که ایشان [محمود احمدی‌نژاد] ایراد کردند که بازتاب بین‌المللی آن بسیارمنفی بود و پیامدهای بخارجی بسیار منفی داشت و در آن گفتند که ما در هیچ موردی، تعهدی نداریم که خواسته‌های جامعه جهانی را در نظر بگیریم و این باز در حقیقت یک عصیان‌زدگی و طغیان نسبت به پروتکل روابط بین المللی بود که آقای احمدی‌نژاد متاسفانه، خود را در یک کمپین یک نفره در برابر مقابل تمام رهبران دست‌کم اتحادیه اروپا قرار داد و هزینه‌هایی که در ایران به خاطر این سخنرانی پرداختیم، بسیار بسیار بالا بود.

آقای عمادی! اعمال تحریم‌ها حتی در‌‌ همان سطحی که شما به آن اشاره کردید، ‌یعنی سطح استفاده دیپلماتیک از تحریم‌ها، هزینه‌هایی را بر کلیت اقتصاد ایران حتما داشته است که آثار آن را می‌شد در زندگی عموم مردم مشاهده کرد، بحث‌هایی که در داخل ایران توسط جامعه مدنی دنبال شده که تحریم‌ها بر زندگی مردم عادی اثر گذاشته است.

چقدر این هزینه‌ها در میان اعضای اتحادیه اروپا مورد توجه قرار می‌گرفت؟
من پرسشم را از زاویه نگاه بازدارندگی تشدید تحریم‌ها مطرح می‌کنم که چقدر اروپایی‌ها را به فکر وامی‌داشت که اثر این تحریم‌ها بر زندگی مردم عادی‌ای باشد که ممکن است مخالف سیاسی یا مخالف برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی هم باشند، اما هزینه‌های را تحمل می‌کنند، چقدر این موضوعات در اتحادیه اروپا مورد توجه قرار می‌گرفت؟

پرسش بسیار جدی‌ای است که متاسفانه در ابتدا، خیلی کم به این پرسش توجه داشت. در ابتدا، بعد از تشدید تحریم‌ها و معرفی تحریم‌های بسیار بسیار محدود‌کننده اتحادیه اروپا، می‌توانم بگویم که به دو دلیل، تقریبا هیچ توجهی به این موضوع نبود.

کسانی که این تحریم‌ها را مدیریت می‌کردند، متاسفانه دست کم در آن ابتدا، واقعا بر این باور بودند که این تحریم‌ها، به صورت صد درصدی، هوشمندانه است. در آن میان بودند کسانی هم که من خودم را در میان این افراد می‌گذارم، که هدف اصلی آن‌ها محدود‌کردن نهادهایی بود که در ایران در حوزه تجارت خارجی شفاف عمل نمی‌کردند و به دنبال محدودکردن این نهاد‌ها بودند، که البته به هر حال در‌‌ همان چارچوب هم، اثری بر دیگر بخش‌های اقتصاد وارد می‌آمد. در مقابل، کسانی بودند که اعتقاد داشتند که اثر بر اقتصاد غیرنظامی، بسیار بسیار ناچیز است و فکر می‌کردند که لازم نیست، در این حوزه، صحبتی بشود.

متاسفانه صدای آن افراد، هم‌زمان با اتفاقات و گفتارهایی که در ایران می‌شد و به دو مورد آن اشاره کردیم و به مواردی هم اشاره نشد، شنیده نشد.

 مثلا سخنرانی یکی از اساتید دانشگاه در ایران که گفته می‌شود ایشان از وابستگی‌های امنیتی هم برخوردار هستند و درباره «ترور مقدس» صحبت کردند که ما در همه جای دنیا می‌توانیم به این کار دست بزنیم، آن لابی را که خواستار تحریم‌های شدید‌تر ایران بود، تقویت کرد و آن لابی صداهای مربوط به اینکه چه اتفاقی در زندگی شهروندان عادی در جریان است و همانطور که شما اشاره کردید ممکن است آن‌ها اصلا ادامه پروژه اتمی ایران را به این صورت به خاطر هزینه‌هایی که سربار کرده و انزوایی که برای ایران رقم زده، تایید نکنند، کم رنگ کرد و باعث شد تا این صدا‌ها شنیده نشود و زیر ذره بین نباشد.

فقط من می‌توانم بگویم که پس از جولای ۲۰۱۱ بود که پس از برگزاری یک نشست که بخشی از آن در آلمان و بخش دیگر آن در لندن برگزار شد، کار‌شناسان اقتصادی چند ارزیابی از آثار تحریم‌ها بر اقتصاد ایران ارایه کردند که در یکی از آن گزارش‌ها، آمار و ارقامی از وضعیت زندگی مردم در ایران پس از تحریم‌ها ارایه شد.

آن آمار و ارقام مربوط به هزینه‌های دارو و مواد غذایی در ایران بود و مصاحبه‌ها و برنامه‌های ساخته‌شده در برخی رسانه‌های آمریکایی و در راس آن‌ها شبکه «فاکس نیوز» که رسانه تندخویی نسبت به مسایل ایران است را شامل می‌شد که در آن‌ها به چگونگی زندگی مردم عادی در ایران می‌پرداخت و پس از آن گزارش و نشست بود که در اتحادیه اروپا، ما را کمی از راهی که مردم را به کلی انکار کرده‌بودند، بیرون آورد و پس از آن صحبت‌هایی در مورد مسایل انسانی و صدماتی که تحریم‌ها به زندگی مردم عادی وارد می‌آورد، مطرح شد و آن مساله هم در واشینگتن، هم در لندن و هم در برلین، به یاری‌دهنده‌ای برای بازبینی استفاده از تحریم‌ها و بازگشت ایران به مذاکرات تبدیل شد.

آقای عمادی! یک نگاه و گمانه در تمام سال‌هایی که تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد، همواره وجود داشته است مبنی بر اینکه اتفاقا تحریم‌کنندگان از جمله اعضای اتحادیه اروپا به دنبال آن هستند که این تحریم‌ها به عمد بر زندگی مردم عادی اثر بگذارد تا آن‌ها به عنوان عامل و ابزاری برای فشار مخالفان برنامه هسته‌ای ایران تبدیل بشوند تا نظام سیاسی در ایران را مجبور به عقب نشینی کنند.

آیا واقعا این گمانه و این سناریو در بین اعضای اتحادیه اروپا وجود داشت، آیا شما وجود چنین برنامه و هدفی را تایید می‌کنید؟

بله، در رده‌هایی بود. یعنی در رده‌هایی و در حدی که من می‌ توانستم ببینم، وجود داشت. به خصوص اگر من بخواهم آدرس دقیق‌تر بدهم، این در پاریس بسیار حاکم بود و در لندن تا پیش از پاییز سال ۲۰۱۱ حتی تا میانه پاییز آن سال و حتی در برلین کمی دیر‌تر از آن زمان حاکم بود.

دلیل آن هم این بود که وقتی چندین بار این مساله در نشست‌ها مطرح شد، اشاره آن‌ها به این بود که ما تظاهرات آرام مردم ایران در روزهای بعد از انتخابات را دیده‌ایم و این به معنای آن بود که بخش بزرگی از مردم ایران از شرایط اقتصادی و اجتماعی خود، ناراضی هستند و این ناراضی بودن بلافاصله به این تبدیل می‌شد که اگر ما بتوانیم این نارضایتی را بیشتر کنیم، می‌توانیم آن را به یک تنش اجتماعی تبدیل کنیم و حتی به مرحله درگیری خیابانی بکشانیم که از میانه آن ممکن است چند گزینه که به هر حال نمی‌توان صد درصد پیش‌بینی کرد، بیرون‌آورد.

اشاره شما در این چارچوب درست است که این نکته در بین اعضای اتحادیه اروپا، به عنوان پتانسیلی که باید از آن خیلی به سرعت استفاده کرد، خیلی مورد توجه قرار گرفت.

در مقابل این، ارزیابی‌هایی هم بود که این دید را داشتند که افزایش تنش‌ها، زیربدنه روابط اجتماعی و باورهای لازم برای یک مدیریت سالم در ایران را به شدت صدمه خواهد زد و ممکن است در ایران شاهد اتفاقاتی مشابه با آن اتفاقاتی باشیم که در عراق بعد از اشغال شاهد آن بودیم که کشور دچار یک هرج و مرج و آشوب شد یا وقایعی مشابه در افغانستان و سومالی، که هزینه آن درست است که برای سیستم و مدیران سیستم بسیار بالا باشد، اما می‌تواند هزینه آن برای غرب هم هزینه بالایی باشد.

و آنجا بود که پس از پاییز سال ۲۰۱۱، این مساله توجه به هزینه‌های انسانی تحریم‌ها جدی‌تر شد و این مساله مطرح شد که این شاید چندان هم خوب نباشد که ما مدام به رفاه و زندگی مردم ایران آسیب بزنیم چون در ‌‌نهایت واقعا این امکان وجود داشت که این به سوختی برای خصومت و بدبینی مردم ایران به غرب تبدیل بشود.

آقای عمادی! یکی از پیامدهای تحریم اقتصادی ایران، به وجود آمدن پدیده‌هایی مانند آقای بابک زنجانی است که این روز‌ها بسیار درباره او می‌شنویم. در واقع صحبت از گروهی است که جمهوری اسلامی ایران به کمک آن‌ها توانست در این سال‌ها بخشی از تحریم‌ها را دور بزند.

حتی گفته می‌شد که در این راه، دولت ایران برای کاهش هزینه‌های ناشی از تحریم، از باندهای قاچاق بین‌المللی یا گروههای غیررسمی در تجارت بین‌المللی استفاده می‌کرد.
اما استفاده از این شبکه‌های غیررسمی و غیرقانونی، می‌توانست و می‌تواند برای تجارت بین‌المللی خطرناک باشد و حتی آثار و تبعات آن حتی تا خود اروپا و آمریکا کشیده بشود. آیا در بین اعضای اتحادیه اروپا، قدرت‌گرفتن این شبکه‌های غیررسمی و زیرزمینی در پی تحریم ایران، مورد توجه بود و تحریم‌کنندگان ایران به هزینه‌های مربوط به پاگرفتن این گروه‌ها توجه داشتند؟


این شاید بهترین پرسشی باشد که در این سال‌ها، من در مورد تحریم‌ها شنیده‌ام و این جدا پرسش بسیار هوشیارانه‌ای است. اول اینکه تحریم گریزی، رفتارهای کدر، پولشویی و رانت‌خواری، تمام این‌ها دست به دست به هم دارند و در پی تحریم‌ها تقویت شدند، چرا که تحریم‌ها رفتار غیرشفاف را نه تنها تشویق کرد که این رفتار‌ها را توجیه کرد.

در واقع مسوولان اقتصادی ایران، نتیجه گرفتند اگر شفاف باشند، دیده می‌شوند و مورد تحریم قرار می‌گیرند و راه‌ها بسته می‌شوند، برای همین تصمیم گرفتند به تاریکی و زیر پرده‌های مختلف بروند و خب در تاریکی معلوم نمی‌شود منابع کشور به کجا می‌رود و مشخص نمی‌شود چه کسی چه کاری می‌کند.

اما اینکه در غرب این هزینه‌ها دیده شد یا خیر، باید بگویم که متاسفانه در زمستان سال ۲۰۱۱، هیچ توجهی به این موضوع نشد. من چون گزارش‌های مراکز مطالعاتی و دفاعی را از آلمان گرفته تا «چتم هاووس» و مراکز مستقر در واشینگتن، می‌بینم و می‌خوانم، هرگاه که صحبت از توان ایران برای گریز از تحریم خیلی کوچک است و حداکثر ۱۰ تا ۱۵ درصد از تجارت خارجی این کشور را شامل می‌شود.

در پایان پاییز ۲۰۱۱ سمیناری در برلین برگزارشد و پس از آن در دانشگاه دفاعی هامبورگ نشستی برگزار شد که در آن‌جا، ارزیابی‌هایی در این حوزه‌ها ارایه شد که تحریم‌ها از لحاظ قانون‌گریزی و تشویق رفتارهای کدر، چه اثری می‌گذارند.

در این بخشی که برای نخستین بار است که در یک رسانه از من پرسش می‌شود، باید تاکید کنم که این رفتار‌ها مانند یک فساد و نکته منفی که فقط در داخل حیاط شما اتفاق افتاده، نیست. وقتی شروع می‌شوند در چارچوب روابط با کشورهای دیگر است و به مانند ویروس به آن کشورهای دیگر سرایت می‌کند و این موضوع در ان نشست‌های آلمان، مورد ارزیابی قرار گرفت و کمّی شد.

آخرین باری که می‌توانم اشاره کنم در حدود شش هفته پیش در سیمناری در پاریس این مساله در قالب یک پژوهش کمی، عددی شد که اثر این رفتار ایران در تحریم‌گریزی روی اقتصادهایی مانند ترکیه، یونان، قبرس، هند، امارات، مالزی و اتحادیه اروپا چقدر بوده است.

در آن سمینار که شماری از مقامات رسمی پیشین اتحادیه اروپا حضور داشتند، برای اولین بار این ارقام به تصویر کشیده‌شد و این اشاره بسیار بسیار درستی است که تحریم‌ها نه تنها اقتصاد ایران را کدر‌تر کرد، بلکه این کدر بودن به صورت یک ویروس و پس از مدتی مستقل، سوخت خود را در کشورهای دیگری مانند ترکیه، امارت، قطر، یونان، قبرس و بعد اتحادیه اروپا پیدا کرد.

باور من این است که شاید بین سه تا چهار سال طول بکشد که ریشه‌های این رانت‌خواری و پولشویی که حال دیگر در اروپا سیستماتیک شده‌اند، پیدا کینم و پاک کنیم. در نتیجه صدمه بسیار بزرگی که این تحریم‌ها در کنار صدمات اقتصادی، اجتماعی و انسانی در ایران ایجاد کرد، صدمه‌ای بود که روی سیستمی که پس از ۱۵ سال تلاش، تمیز و پاکیزه شده بود، وارد آورد.

در واقع تحریم‌ها رو ی این سیستم پاک، ویروس‌هایی را وارد کرد که ما الان به صورت هفتگی در رسانة‌ها و نشریات اروپایی می‌بینیم و می‌‌خوانیم که مساله ترکیه یک بخش کوچکی از این کوه یخ است.

آقای عمادی! می‌توانید عدد و رقمی از این هزینه‌ها که می‌گویید در آن سمینار ارایه شد به مخاطبان ما هم بگویید؟

مجموعه هزینه کدرسازی در چارچوب اتحادیه اروپا که در یک دوره زمانی هفت ساله محاسبه شده است، بیش از ۱۱۰ میلیارد یورو بوده است.

این رقم مربوط می‌شود به حق‌العمل‌ها، حق واسطه‌گری‌ها، تجارت‌های دست دوم و دست سوم و ارزیابی از پرداخت‌های غیرقانونی و غیررسمی‌ای که رد مشخصی از آن‌ها نبود و در حد ارزیابی بود و نمی‌شد رقم درستی از آن‌ها پیدا کرد.

و مجموعه این ارقام، هزینه‌ای از ۱۰۶ تا ۱۱۷ میلیلارد یورو را بر اتحادیه اروپا تحمیل کرد. 

به همین خاطر است که وقتی تحریم می شویم بدبخت هم می شویم!!!

در این مطلب که از سایت تابناک نقل شده ، اسامی ثروتمندترین مردان ایرانی که با نام کارآفرینان برتر هم از آنان یاد شده اشاره شده است. البته دقیقا مشخص نیست که این افراد دقیقا به عنوان ثروتمند معرفی شده اند یا کار آفرین. گذشته از آن در این لیست اکثر افراد ثروتمند از منابع طبیعی موجود در ایران ثروت خود را بدست آورده اند. مثلا افرادی که از تولید سیمان و صادرات پسته و زعفران و نفت و فولاد و ... به ثروت دست یافته اند. در این لیست افرادی که از تولید فکر، تولید تکنولوژی ، تولید علم یا مدیریت و یا هنر و ورزش به ثروت رسیده باشند جایی نیست. مثلا در جهان موسس ماکروسافت یا فیسبوک ، هنرمندان سینما و موسیقی و یا ورزشکاران تنیس و فوتبال و بسکتبال جز ثروتمندان هستند و اکثر آنها هم مستقیم یا غیر مستقیم کار آفرینی هم می کنند در حالی که اگر منابع طبیعی مثل فولاد و سیمان و نفت و پسته و زعفران و ... را از اکثر ثروتمندان ایرانی کسر کنیم می بینم که واقعا تولید ثروت در کشور ما هنوز به منابع طبیعی و یا سنتی وابسته است و به همین خاطر است که وقتی تحریم می شویم بدبخت هم می شویم!!! و صد البته در لیست زیر جای ثروتمندانی که با رانت و چپاول اموال این کشور ثروت اندوخته اند هم خالیست. افرادی از قبیل بابک زنجانی ها و شهرام جزایری ها که نمونه های کوچک و مهره های سوخته ی ثروتمندان بزرگتر از خودشان هستند.مطلب زیر عینا از سایت تابناک کپی شده: 
 
جدول زیر به صورت مشخص اسامی ثروتمند ترین کارآفرینان ایرانی را در خود جایی داده است

توجه داشته باشید برخی از این افراد کارآفرینان نمونه کشور به شمار می آیند که تاکنون بارها مورد تقدیر قرار گرفته اند. بنابراین حضور اسامی آنها در میان سرمایه داران ایرانی جنبه منفی ندارد. آسمان از تمامی این کارآفرینان و سرمایه داران به احترام یاد می کند. بخش مهمی از این افراد را کسانی تشکیل می دهند که سرمایه های خود در داخل کشور برای کمک به اشتغال سرمایه گذاری کرده اند. بنابراین انتشار نام و فهرست دارایی های آنان تنها جهت احترام به کارآفرینان است.

حسین ثابت بکتاش

متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. او کارآفرینی است که در حوزه گردشگری کار می کند و اصلی ترین دارایی او هتل داریوش کیش است. او در جزایر قناری 5 هتل در اختیار دارد. او در اسپانیا نیز هتل هایی در اختیار دارد. ثابت در دسته کارآفرینان خوش نام جایی می گیرد.

اسدالله عسگراولادی
  
او مالک شرکت حساس یکی از بزرگترین صادرکنندگان زیره و پسته ایران است. عسگراولادی خود را در دسته 10 ثروتمند بزرگ ایران می داند. میزان صادرات سالیانه او 100 میلیون دلار است.

محمد صدر هاشمی نژاد
  
او موسس بانک اقتصادنوین و موسس شرکت بزرگ ساختمانی استراتوس است. او در شرکت استراتوس مشاغل مهمی در صنعت ساختمان ایجاد کرد. صدر هاشمی بارها مورد تقدیر رسمی قرار گرفته است.

حسین هدایتی
  
متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانه های فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمین های کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه است.

علی انصاری

او رئیس گروه سرمایه گذاری تات است. بخش مهمی از دارایی های او زمین های منطقه یافت آباد تهران است.

احمد ابریشم چی
    

او بزرگترین واردکننده تلفن همراه به ایران است.

غلامعلی سلیمانی
    
او موسس و مالک کارخانجات لبنیات کاله، زمرد و مک  است. سهم کارخانه او از بازار لبنیات ایران به بیش از 60 درصد رسیده است. کاله به تازگی در عراق هم اقدام به تاسیس انبار و سوله هایی برای نگهداری لبنیات کرده است. سلیمانی کارش را در تهران از ساخت همبرگرهای خانگی آغاز کرده بود. او یکی از کارآفرینان نمونه کشور است که در استان مازندران محبوبیت بسیاری دارد.

 محسن پهلوان
 
رییس شرکت توسعه گردشگری پدیده در مشهد است. شرکتی که چندین و چند رستوران بزرگ در مشهد، تهران و کیش دارد و در حال ساختن یک شهر در کنار پایتخت استان خراسان رضوی است.

علی شفیع زاده
    
او یکی از اصلی ترین مالکان املاک در دبی است. البته درایران به مدیریت باشگاه استقلال اهواز شهرت دارد.

آقای یونس ژائله
    
او مالک کارخانه شیرین عسل است. به تازگی در برنامه ای تلویزیونی از او به عنوان کارآفرین نمونه تقدیر شد. او در طول حدود 20 سال فعالیت شرکت تحت تصدی اش توانسته است هشت هزار و 500 شغل در 15 شرکت تحت تصدی اش ایجاد کند. او در دسته محبوب ترین سرمایه داران و کارآفرینان تبریزی جایی می گیرد.

خانواده مدلل ها
 
این خانواده سرمایه داری در زمینه سیمان و روغن نباتی فعالیت می کنند. آنها در کرمانشاه کارآفرینانی خوشنام به حساب می آیند. مجتمع روغن نباتی نازگل به این خانواده تعلق دارد. کارخانه سیمان سامان نیز متعلق به این خانواده است.

باقران
    
او مالک مجموعه سیمان باقران در خراسان جنوبی است. باقران یکی از کارآفرینان مهم این منطقه به شمارمی آید که درمیان اهالی بومی محبوب است.

محمد رضا دیانی
    
او مالک کارخانه اسنوا است که حداقل 110 نوع لوازم خانگی در کارخانه هایش تولید می شود. گروه لوازم خانگی انتخاب به او تعلق دارد. او چندی پیش شرکت دوو کره جنوبی را نیز خریداری کرد. گروه او 3 هزار و 500 فرصت شغلی در اصفهان ایجاد کرده است. مساحت مجموعه او 45 هزار مترمربع است و 17 شرکت زیرمجموعه گروه انتخاب است. گروه او در اروپای شرقی و غرب آسیا هم دفاتری دارد. دیانی از باسابقه ترین فعالان صنعت لوازم خانگی در کشور است.

مالکی
    
او در صنعت برق فعالیت می کند. او مالک شرکت ماه تاب گستر اینترنشنال است. ماه تاب کهنوج و ماه تاب کاسپین و شرکت برق سرخس به او تعلق دارد. او در دسته مدیران خوش نام صنعت برق جایی می گیرد. اهالی صنعت برق برای تخقق کاری او احترام بسیاری قائل هستند.

محمد پارسا

او مالک شرکت ایران ترانسفر است که گردش مالی شرکتش سالیانه 500 میلیون دلار برآورد می شود. او در صنعت برق ایران شهرت و اعتبار بسیاری دارد.

مصطفی رستمیان
    
او یکی از شاخص ترین کارآفرینان و سرمایه داران حوزه طلا است که در اصفهان فعالیت می کند. رستمیان هم در دسته سرمایه گذاران خوش نام صنف به شمار می آید.

طوسی زاده

او مالک فولاد اقلید و فسا و چندین مجموعه فولادی دیگر است. او یکی از سرمایه گذاران صاحب نام صنعت فولاد است که شغل های بسیاری را در کشور و بخصوص مناطق محروم ایجاد کرده است.

غلامرضا زل اندواری

او اولین صادر کننده گبه ایرانی به خارج از کشور است. او 5 هزار بافنده را مشغول به کار کرده و بیش از 8 میلیون دلار صادرات سالیانه دارد. از او به عنوان یکی از نخبگان صادرات گبه یاد می شود که نام گبه ایرانی را جهانی کرد. زل اندواری در صنعت فرش ایران یکی از افراد صاحب نام و نیکوکاراست.

غلامرضا ابراهیمی
    

او مالک شرکت دایتی است. از او به عنوان یکی از شاخص ترین کارآفرینان شیرازی یاد می شود که کسب و کارش را با سرمایه اندک آغاز کرد. ابراهیمی در میان اهالی بومی منطقه به شدت مورد احترام است چراکه بخش مهمی از دارایی هایشان را در منطقه سرمایه گذاری کرده است.

حسن انصاری
    
او مالک هلدینگ مارکوپولو است که در زمینه تورهای گردشگری و صنعت توریسم فعالیت می کند.
 
   
 
   

رسوایی ضراب به دبی رسید: شنود شرم آور، دور زدن تحریمها به قیمت جاکشی برای رئیس پلیس دبی

مطلب زیر را با این دیدگاه بخوانید که افکار آقای خامنه ای به آقای احمدی نژاد نزدیک تر بود و همفکری این دونفر و لجبازی آنها با دنیا باعث چه اتفاقاتی که نشده و این مطلب گوشه کوچکی از آنهاست... شرمت باد دیکتاتور
 
نوارهای شنود تلفنی رضا ضراب و دستیارش که مکالمه تلفنی بین آنها با یک زن بدکاره است، دستیار ضراب از آمدن رئیس پلیس دوبی به استانبول خبر می دهد و در همین زمان برای استقبال شایسته از وی در حال چانه زنی با این زن است.
به نظر می رسد دایره خاصه خرجی ها و لفت و لیس های ایرانی بازداشت شده در ترکیه که خودش را کارمند بابک زنجانی معرفی کرده و برنامه های او را اجرا می کرد، تنها به ترکیه برنگشته و آرام آرام یقه برخی کشورهای کوچک خلیج فارس را هم می گیرد.
به گزارش خبرنگار آینده، در تازه ترین مطالب منتشر شده در رسانه های ترکیه که از شنود تلفنی رضا ضراب است، مشخص شده وی به جز رشوه های کلان مالی به سران و افراد وابسته دولت ترکیه، از اعمال خلاف اخلاق و فراهم کردن اسباب فسق و فجور برای یک مقام ارشد پلیس امارات متحده عربی هم استفاده کرده است..
در این مطالب منتشر شده که از نوارهای شنود تلفنی رضا ضراب و دستیارش که مکالمه تلفنی بین آنها با یک زن بدکاره است، دستیار ضراب از آمدن رئیس پلیس دوبی به استانبول خبر می دهد و در همین زمان برای استقبال شایسته از وی در حال چانه زنی با این زن است.
عمق فاجعه اخلاقی در این فایل صوتی زمانی است که زن نگون بخت مدعی می شود نامزد شده و از لفظ متاهل برای خودش استفاده می کند، اما دستیار رضا ضراب به او می گوید: “چون ازدواج نکردی تا ۱۵۰۰ دلار به تو می دهیم که بیایی!”
در این میان صدای ضراب شنیده می شود که می گوید: “بکن ۲ هزار دلار بذار خوشحال بشه!”
این خاصه خرجی رضا ضراب به این دلیل است که این زن مورد علاقه شدید رئیس پلیس دوبی بوده و برای اینکه عیش نظامی اماراتی در استانبول خراب نشود، به راحتی او را به رغم داشتن شوهر برای آمدن به هتل محل اقامت ترغیب می کنند.
آنچه جالب است، پیگیری دقیق و شدید پلیس ترکیه از زمان حضور رئیس پلیس دوبی در استانبول، اسکورت وی برای رفتن به ملاقات دختران و سایر قرار و گفتگوها است که حالا به راحتی منتشر شده و با عنوان سند آشکار فساد اخلاقی و رشوه به مقامات به رسانه ها داده می شود.
در بخشی از این مکالمات مشخص می شود که قرار است برای آقای عبدالله، خوشامد گویی ویژه ای در فرودگاه ترتیب داده شود و باید برنامه ریزی ها دقیق و با پیش بینی قبلی باشد. از این رو رضا ضراب و دستیارش به همراه ایرانی دیگری به نام مهدی زاده، برنامه ریز اصلی این قرار در ظاهر اقتصادی و نفتی و در اصل راضی کردن رئیس پلیس محترم برای دریافت رشوه در استانبول هستند.
پلیس ترکیه زمانی به موضوع حساس می شود که اسکورت دختران و گروه ۱۵ نفری را در هتل محل اقامت دیده و تصمیم می گیرد با ورود به بحث زنان و دختران مورد اشاره و شنود تلفنی به اصل موضوع پی ببرد.
در این میان به نظر می رسد دلیل این رشوه خاص به رئیس پلیس دوبی، خطری است که معاملات نفتی ۳ میلیارد دلاری آنها را تهدید می کند که شرکت ضراب در دوبی برای رفع آن و دور شدن از تحریم های اتحادیه اروپا دست به دامن وی شده است.
به نظر می رسد زمانی که رئیس دولت سابق از تحریم ها به عنوان ورق پاره یاد می کرد، خیلی از مدافعان ایشان فکرش را هم نمی کردند که افراد وابسته به آنها در بیرون ایران مجبور شوند برای ژست ضد تحریم و کاسبی آب و روغن دار، زنان بدکاره برای افراد بانفوذ منطقه دست و پا کنند و در این مسیر به التماس و چانه زنی بیفتند!
باید دید دامنه سونامی رضا ضراب یا به قول رسانه های ترکیه صراف، حالا در ساحل دوبی چه می کند و آیا دسته گل های رئیس پلیس دوبی با لامبورگینی و فراری های پلیس در دوبی لاپوشانی می شود یا طوفانی سهمگین را به بندر بحران زده خلیج فارس وارد می کند؟!

“ممنوعیت استفاده زنان از دوچرخه‌های شهرداری تهران”

شهرداری تهران کانکس‌هایی در این شهر راه‌اندازی کرده که دوچرخه‌هایی برای استفاده شهروندان در آن قرار داده شده است اما استفاده زنان از این دوچرخه‌ها ممنوع است.
روزنامه اعتماد روز پنج‌شنبه ۲۶ دی‌ماه در گزارشی نوشت: “تصور این‌که پسربچه‌ای ۱۵ ساله می‌تواند صاحب چند ساعته دوچرخه‌‌ای شود و زنی هرچند ساله نمی‌تواند، تصوری تلخ است.”

این گزارش می‌افزاید زنان فقط زمانی می‌توانند از این دوچرخه‌ها استفاده کنند که “همراه با مردی به کانکس مراجعه کنند.”

۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه

یک نوشته بسیار کوتاه ولی‌ پر معنا و بسیار منطقی‌ از زنده یاد احمد کسروی که همه باید بخوانند

فرض را بر این بگذارید که تمامی کارمندان زحمتکش شهرداری از همین امروز به مدت
یک ماه دست از کار بکشند و اعتصاب کنند، چه اتفاقی می افتد؟
تمامی شهرها را زباله و کثافت بر میدارد و...
اگر از همین امروز به مدت یک ماه تمامی پزشکان، جراحان و پرستاران اعتصاب کنند
فاجعه ای انسانی به بار خواهدآمد که حتی تصورش پشت آدمی را به لرزه میاورد
یا حتی ارتشیان اگر بمدت یکماه مرزها را رها کرده و به خانه هایشان بازکردند،
نانوا ها، لوله کش ها، سیم کش ها، مخابرات، شرکت نفت، گاز و …
حال به این فکر کنید که اگر آخوندها و امام جمعه ها به مدت یکماه که هیچ، یک سال هم کم است
به صورت مادام العمر دست به اعتصاب بزنند... آیا اتفاقی می افتد!؟
آیا آبی از آب تکان می خورد!!!؟
همین که اعلام اعتصاب کنند و دست از خر کردن خلق خدا بشورند، دیگر از دروغ و نفاق و منبر،
شب اول قبر و نکیر و منکر و مهملات و موهومات و غول آسمانی خبری نخواهد بود
و آن زمان چقدر دنیا زیبا میشود ...
نفس کشیدن در آن فضا تماشایی خواهد بود!!!

۱۳۹۲ دی ۲۴, سه‌شنبه

علی لکی‌زاده، مدیر مسئول دو هفته‌نامه “دیار کهن”به دادگاه انقلاب اسلامی شهر سنندج احضار شد

در این شرایط که عملا هر فشاری به رسانه ها در تهران، با واکنش های زیادی روبرو می شه، در شهرستانها فشار هست و واکنشی نیست.
علی لکی‌زاده، مدیر مسئول دو هفته‌نامه “دیار کهن” از نشریات استان کُردستان به دادگاه انقلاب اسلامی شهر سنندج احضار شد.

١٢ نفر امروز در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند

انجمن دفاع از حقوق بشر در ایران،٢٤ دی ماه ١٣٩٢: به گزارش منابع موثق سازمان حقوق بشر ایران , بامداد امروز سه‌ شنبه ۲۴ دیماه ۱۲ زندانی در زندان رجایی شهر کرج به دار آویخته شدند. بنا به این گزارش هشت نفر از این زندانیان متعلق به بندهای ۲ (دو نفر)، ۳ (دو نفر)، و ۶ (چهار نفر) زندان رجایی شهر، و چهار زندانی از زندان قزلحصار برای اجرای حکم اعدام به این زندان منتقل شده بودند.
نامهای تعدادی از این زندانیان بدین شرح است:
فریبرز مرادی و عباد محمدی از بند ۳،و رضا اینانلو، خالی‌ مرادی و مختار بابادی از بند ۶ زندان رجایی شهر.
اتّهام این زندانیان قتل گزارش شده است.
این اعدام‌ها هنوز توسط منابع رسمی‌ ایران اعلام نشده اند.
 

ایران در جدول آزادی‌های اقتصاد ی به رتبه ۱۷۳ سقوط کرد

بنیاد هریتیج می‌گوید که ایران در میان ۱۵ کشور خاورمیانه و آفریقای شمالی که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، بدترین امتیاز را به خود اختصاص داده است.
 
گزارش سالیانه بنیاد مطالعاتی هریتیج درباره آزادی‌های اقتصادی نشان می‌دهد که ایران در میان ۱۷۸ کشور جهان رتبه ۱۷۳ را به خود اختصاص داده است که نسبت به سال گذشته سقوط بیشتری نشان می‌دهد.
این گزارش که ژانویه سال جاری میلادی منتشر شده است، می‌گوید برخی شاخص‌های آزادی اقتصادی در ایران از جمله آزادی نیروی کار، آزادی پولی، آزادی تجارت و آزادی از فساد رو به وخامت گذاشته است.
جدول امتیازات کشورهای مورد مطالعه در این گزارش نیز حکایت از سقوط ایران دارد به‌طوری که امتیاز آن ۴۰.۳ عنوان شده که نسبت به سال گذشته ۲.۹ کاهش داشته است.
بنیاد هریتیج تاکید می‌کند که ایران در میان ۱۵ کشور خاورمیانه و آفریقای شمالی که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، بدترین امتیاز را به خود اختصاص داده است، چنان‌که مجموع امتیازات آن نیز بسیار کمتر از میانگین‌های جهانی و منطقه‌ای است.
در این گزارش آمده است، مداخله شدید دولت در بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی بخش خصوصی به رکود اقتصادی در بخش‌های غیرنفتی و عدم پویایی اقتصادی کشور منجر شده است. در عین حال فضای محدود سرمایه‌گذاری و کسب کار مانع توسعه یک بخش خصوصی با دوام می‌شود.
آمار این گزارش نشان می‌دهد که از میان ۱۷۸ کشور، تنها پنج کشور وضعیتی بدتر از ایران دارند که عبارتند از اریتره، ونزوئلا، زیمبابوه، کوبا و کره شمالی.
در این میان کره‌شمالی وضعیت بغرنجی در انتهایی‌ترین نقطه جدول دارد به‌طوری که امتیاز آن از عدد ۱ فراتر نرفته است.
اما سر دیگر این طیف، هنگ‌کنگ و سنگاپور قرار گرفته‌اند که به ترتیب با ۹۰.۱ و ۸۹.۴ آزادترین کشورها از نظر اقتصادی شناخته شده‌اند.
پس از آنها نیز به ترتیب کشورهای استرالیا، سوئیس، نیوزیلند و کانادا رتبه‌های سوم تا ششم را به خود اختصاص داده‌اند.
در این میان هشت کشور جهان هم هستند که بنیاد هریتیج آنها را مشمول رتبه‌بندی خود نکرده است. این کشورها عبارتند از افغانستان، عراق، کوزوو، لیبی، لیختن‌اشتاین، سومالی، سودان و سوریه.
بنیاد هریتیج غیردولتی است و یکی از شناخته‌شده‌ترین نهادهای مطالعاتی غیردولتی در آمریکا محسوب می‌شود.
 

زهره صفایی: حکومت اسلامی شکست خورده در زمینه تحمیل حجاب به زنان!

روحانیون طرفدار خمینی قبل از انقلاب نه تنها حرفی‌ از حجاب اجباری نمی‌‌زدند، بلکه وعده از آزاد بودن مردم میدادند
اگر در دهه‌های آینده نسل فرزندان ما در وب گردی‌هایشان اتفاقی این عکسها را ببینند نمی دانم می خندند یا با چشمهای گرد شده از تعجب به فکر فرو می روند که نسل والدین ما در قرن ۲۱ اسیر چه حکومت و قوانین عصر حجری بودند یا اصلا راه دور نرویم همین حالا اگر این عکسها را به یک دختر اروپایی نشان بدهیم حتما عکس العمل آیندگان ما را خواهد داشت چراکه او هرگز بابت شکل لباس پوشیدنش و رنگ لباسهایش و حتی طرز زندگیش مورد بازخواست و توهین و تحقیر قرار نگرفته است و این حق را جزء بدیعیترین حقوقش بشمار می آورده مثل حق نفس کشیدن!
اما ما جوانها و زنهای این نسل معنی این عکسها را خوب می دانیم و حداقل یکبار هم شده چوب این کنترل پایه ای‌ترین حقوقمان به تنمان خورده و طعم تلخ تحقیر و تبعیض را چشیده ایم و برای هر یک سانت عقب رفتن روسری‌ها و رنگی شدن لباسها جنگیدیم و ما زنان برای بدست آوردن حقوق و اثبات توانایی هایمان، برای آدم به حساب آمدن،برای جدی تلقی شدن اندیشه‌ها و انتخابهایمان هزینه‌ها دادیم!
و دقیقا همین تعرض و کوتاه نیامدن ما زنان و جوانان است که باعث شده حکومت به این زبونی بیافتد چراکه این حکومت هرچه از دستش برآمده در این سی واندی سال انجام داده از اسیدپاشی و با پونز حجاب بر سر زنان کردن تا طرح‌های رنگارنگ حجاب و عفاف یک روز فرهنگی و روز دیگر با اعمال زور،یک روز تشویق و رشوه برای حجاب و روز دیگر جریمه و ونهای سر چهارراه!
 
می بینید هر چه توانسته و به عقل کپک زده‌اش رسیده، کرده اما نتیجه‌اش فقط اعترافهای هرساله‌اش به شکستهای طرح‌هایش بوده و هست! و امسال، زنان ساپورت پوش دیگر تمام هست و نیستش را به باد داد! برای همین است به چنین اعمال احمقانه و مضحکی دست می زند مجرم کردن زنان برای حجاب و عکسهایی شبیه مجرمین گرفتن از زنهای بدحجاب و حتی بی‌حجاب با این عناوین: مانتو کوتاه، مانتو رنگی، نپوشیدن جوراب،لاک ناخن پا،عقب بودن روسری، باز بودن جلو مانتو و…
براستی که این مضحکه نشان شکست و زبونی رژیم است و اعتراف به اینکه از پس ما زنان و جوانان برنیامدند!
باید بساط این رژیم ضدزن و ضدجوان را جارو کرد …

راه‌اندازی رشته مداحی در دانشگاه‌ها

آیا به زودی محمود کریمی‌ دارای کرسی استادی در دانشگاه خواهد شد؟
پس از هفت تیر کشی مداح محبوب خامنه ای در اتوبان بابائی:
رئیس خانه مداحان کشور مطرح کرد: پیشنهاد راه‌اندازی رشته ادبیات آیینی و مداحی در دانشگاه‌ها
علی آهی٬  رئیس خانه مداحان کشور گفت: پیشنهاد راه‌اندازی رشته مداحی در دانشگاه جامع علمی کاربردی را به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری داده‌ایم که در مرحله رسیدگی و تصمیم‌گیری است.
به گزارش خبرگزاری فارس از شرق استان تهران به نقل از روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی دماوند، علی آهی در دیدار با رئیس و معاونان دانشگاه آزاد دماوند در خانه مداحان کشور بیان کرد: فرهنگ‏سراهای تهران نیز به این نتیجه رسیدند که در زمینه تبلیغ دینی، دوره آموزشی مداحی نیز باید در این اماکن تدریس شود.
وی از برخی موازی‌کاری‌ها در امور مداحی نیز انتقاد کرد و گفت: در وحدت تصمیم‌گیری در زمینه آموزش مداحی و متولیان این کار، بین مسئولان انسجام لازم وجود ندارد و ما درگیر تکثر و موازی‌کاری نهادهای مرتبط هستیم.
آهی در این دیدار صمیمانه ادامه داد: خانه مداحان در سال ۱۳۸۸ به منظور ایجاد مرکزی متمرکز برای برنامه‌ریزی‌های کلان جامعه مداحان اهل بیت (ع) راه‏‌اندازی شد.
وی افزود: در طول این سال‏‌ها، جلسات منظم و مفیدی برای مداحان برگزار شد و همچنان ادامه دارد.
این پیشکسوت مداحی کشور با بیان اینکه در زمینه رفع شبهات دینی از مداحی کارهای زیادی انجام داده‌ایم، اظهار داشت: آموزش نیروهای جوان، توجه به ادبیات آیینی و در آینده نزدیک تشکیل اتاق فکر کانون مداحان کشور از دیگر برنامه‌های خانه مداحان است.
 
جنون یکی‌ از لات‌های نظام ولایت مطلقه فقیه 
بسیاری از مداحان از جمله محمود کریمی، مداحی که هفت‌تیرکشی او در اتوبان “شهید بابایی” خبرساز شد رابطه‌ی نزدیکی با دفتر رهبر جمهوری اسلامی دارند ….لطفا به این ویدئو با دقت نگاه کنید تا بیشتر با خصوصیات نظام ولایت مطلقه فقیه آشنا شویم. همان نظامی که محمد خاتمی شیفته آن است و می‌گوید: ما طرفدار نظام هستیم و تقویت نظام رامی‌خواهیم. ما می‌خواهیم اصل نظام باشد و دنبال همین هم هستیم!صحنه‌های جنون آمیزی میبینیم که چگونه محمود کریمی مداح هفت تیرکش و محبوب بارگاه علی‌ خامنه‌ای در حین مداحی جنونش عود کرده موی فرزندش را می‌کشد و لباس او را پاره می‌کند …

ممانعت بازجويان وزارت اطلاعات از درمان زندانی سیاسی علي معزي

« بازجويان وزارت اطلاعات به‌رغم تعيين زمان معاينه و درمان توسط بيمارستان مانع انتقال زنداني سياسي علي معزي به بيمارستان شدند.زنداني سياسي علي معزي از زندانيان سياسي دهه ۶۰ كه از بيماري سرطان رنج مي‌برد به‌رغم اين‌كه بيمارستان ۱۰۰۰ تختخوابي تهران موسوم به خميني براي تعيين زمان معاينه و درمان اين زنداني سياسي، روز چهارشنبه ۱۸ دي ماه را تعيين كرده بود
و طبعاً امكانات لازم را آماده كرده بودند ولي بازجويان وزارت اطلاعات مانع انتقال اين زنداني سياسي در آخرين لحظه به بيمارستان شدند. زنداني سياسي علي معزي را به‌رغم شرايط حاد جسمي و كهولت سني با دست‌بند و پابند به بيمارستان ۱۰۰۰ تختخوابي تهران منتقل كردند. وي تمام روز در آن‌جا در انتظار معاينه بود اما مسئولان بيمارستان به وي اعلام كردند كه از قبل هماهنگي نشده و به همين دليل پزشك معالجه‌كننده در بيمارستان حضور ندارد و هم‌چنين امكانات لازم فراهم نشده است. غروب همان روز اين زنداني سياسي را با دست‌بند و پابند به‌منظور تحقير و اذيت و آزار و بدون معاينه و درمان به زندان باز گرداندند. نهايتاً بيمارستان روز چهارشنبه ۱۸ ديماه راجهت معاينه و درمان تعين نمود كه بازجويان وزارت اطلاعات مانع انتقال وي به بيمارستان شدند .اين شيوه يكي از ترفندهاي بازجويان وزارت اطلاعات است كه زندانيان سياسي را با مشقات فراوان به بيمارستان منتقل مي‌كنند و بدون درمان به زندان باز مي‌گردانند و سعي دارند كه خبر انتقال زندانيان سياسي به بيمارستان را از طريق عواملشان به رسانه‌ها ارسال كنند و اين‌گونه وانمود نمانيد كه زندانيان بيمار به بيمارستان منتقل و تحت درمان قرار مي‌گيرند...».

جزئیاتی از ممنوع الملاقاتی بیش از ۳۰ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین

در ادامه اعمال فشار های جدید و غیرقانونی مسئولین زندان اوین و دادستانی تهران بر زندانیان سیاسی، آنها روز دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ مانع ملاقات بسیاری از خانواده های زندانیان سیاسی با در بندانشان شدند.
به گزارش خبرنگار کلمه، این در حالی است که طبق ماده ۱۸۲ آئین نامه اجرائی سازمان زندان ها خانواده و اقوام درجه یک زندانیان حق دارند بطور هفتگی با زندانی خود ملاقات کنند و به هیچ مقامی حق ممانعت از آن داده نشده است. مسئولان سالن ملاقات به خانواده ها گفته اند به آنها دستور داده شده به افرادی که هفته گذشته اعتصاب ملاقات کرده اند ملاقات داده نشود.
این اقدام غیرقانونی و خودسرانه مورد اعتراض شدید خانواده های زندانیان قرار گرفت و به دنبال آن جمع دیگری از زندانیان سیاسی نیز دست به اعتصاب ملاقات زدند و از ملاقات با خانواده های خود خودداری کردند.
موج جدید اعمال فشار بر زندانیان سیاسی از روز ۹ دی ماه شروع شد که برخی از مسئولین اطلاعاتی تعدادی از جاسوس های اسرائیل را ترغیب کردند که در بند ۳۵۰ دست به تظاهرات بزنند اما تلاش آنها با عکس العمل شدید قاطبه زندانیان سیاسی مواجه شد و پس از درگیری های گسترده تعدادی از زندانیان سیاسی به سلول های انفرادی منتقل و تا ده روز تحت بدترین شرایط و بدون حداقل امکانات ضروری در انفرادی نگهداری شدند.
در این اقدامات و پی آمدهای آن در روزهای پس از آن رئیس زندان اوین و معاون اجرائی وی نیز به طور کامل از جاسوسان حمایت کردند و به نظر می رسد آنها را “جاسوس های خودی” می دانند.
بر اساس این گزارش در دور جدید اعمال فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده های آنها افراد زیر نقش اصلی را دارند:
۱- جواد مومنی، معاون اجرائی زندان اوین.
وی طی سال های گذشته، نماینده رییس زندان در اجرای اعدام ها و شاهد به دار آویخته شدن تمامی محکومان اعدامی بوده است و به گمان زندانیان سیاسی همین موضوع باعث بروز برخی رفتارهای غیرطبیعی از سوی وی در مواجهه با زندانیان شده است. همچنین فرزند وی نیز با سوءاستفاده از جایگاه پدرش دست به کلاهبرداری و تخلفات مالی زده است.
۲- محمد حمیدی راد، معاون قضایی زندان اوین.
وی در طی چند ماه گذشته در شورای انضباطی زندان تاکید بر برخورد جدی با زندانیان سیاسی را داشته و در قضایای پیش آمده اخیر نیز در جهت افزایش فشار بر زندانیان و ایجاد محدودیت ها نقش اساسی داشته است.
۳- علی اشرف رشیدی، رئیس زندان اوین.
وی قبلا مسئول زندان دیزل آباد کرمانشاه بوده و برداشت وی از زندانی تعدادی قاچاقچی است و هیچ درک و تصوری دیگری از زندانی ندارد.
۴- مهدی خدابخشی، معاون دادستان تهران.
حمایت قضائی از اقدامات این افراد بوسیله “مهدی خدابخشی” “معاون دادستان تهران” صورت می گیرد. وی قاضی جوان و بی تجربه ای است که نوعا بازیچه دست جواد مومنی قرار می گیرد و مومنی وی را مدیریت می کند. وی پیش از آن نیز در ایرانشهر و زاهدان بعنوان دادیار مشغول به کار بوده است.
بر اساس گزارش خانواده های مسعود پدرام، محسن میردامادی، علیرضا رجایی، قربان بهزادیان نژاد، عبدالله مومنی، سعید مدنی، محمدصادق ربانی املشی، محمدامین هادوی، عماد بهاور، حسن اسدی زیدآبادی، بهزاد عرب گل، سیدحسین رونقی ملکی، سیامک قادری، محمد رضایی، جعفر گنجی، مجید اسدی، هانی یازرلو، محمدمتاجی، حسن صادقی، اسدالله هادی، سالار ستوده، مصطفی عبدی، مصطفی ریسمان باف، علی سلان پور، رضا اکبری منفرد، اصغر قطان، امیر اسلامی، غلامرضا خسروی، رضا انتصاری، احمد هاشمی، محمد صائمی، پیمان کاسن نژاد و حمیدرضا کرواسی با وجود حضور در سالن ملاقات زندان اوین بدلیل ممنوع الملاقات بودن این زندانیان، موفق به ملاقات با عزیزان در بند خود نشدند.

سه کافی‌نت در شهرستان شاهرود پلمپ شد

سرگرد علی میرمحمدی، رئیس پلیس فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات) استان سمنان از پلمپ سه کافی‌نت در شهرستان شاهرود خبر داد.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)، میرمحمدی گفت: “به‌منظور ارتقای امنیت در فضای مجازی، طرح کنترل و نظارت بر نت‌سراها (کافی‌نت‌ها) در شهرستان شاهرود اجرا شد.”
به گقته وی “در قالب این طرح کارشناسان پلیس فتای شهرستان شاهرود از کافی‌نت‌ها بازدید کردند و در این بازدیدها به تعدادی از کافی‌نت‌هایی که مرتکب تخلف و رعایت نکردن قانون شده بودند، تذکر داده شد.”
این مقام پلیس “ذخیره اطلاعات مشتریان و نصب فیلترشکن بر روی سامانه‌ها را از جمله مصادیق تخلف در کافی‌نت‌ها” اعلام کرد.

گردهمایی مقابل سفارت ایران در سوئد در اعتراض به بازداشت دو شاعر ایرانی

فرشید فاریابی
در اعتراض به بازداشت فاطمه‌ اختصاری و مهدی‌ موسوی، دو شاعر ایرانی، بعد از ظهر دوشنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۱۴ (۲۳ دی ماه) گروهی از شاعران و هنرمندان ایرانی مقیم سوئد همراه با عده‌ای از همکاران سوئدی‌شان مقابل سفارت ایران گرد آمدند.
تلویزیون سراسری سوئد گزارشی از این گردهمایی پخش کرد.
 
در گردهمایی اعتراضی نویسندگان و شاعران در استکهلم که به دعوت انجمن قلم ‌سوئد، جشنواره‌‌ بین‌المللی شعر گوتنبرگ و اتحادیه‌ نویسندگان سوئد برگزار شد، چهره‌های ادبی و فرهنگی سوئد و عده‌ای از شاعران و نویسندگان ایرانی‌ مقیم سوئد شرکت داشتند.
در بیانیه ای که خوانده شد آزادی فوری دو شاعر جوان و تمام کنشگران و روشنفکران در بند مورد تأکید قرار گرفت.
برگزارکنندگان این گردهمایی شرح کوتاهی از چگونگی بازداشت فاطمه اختصاری و مهدی موسوی ارائه دادند. آنها همچنین از همکاری فاطمه اختصاری با جشنواره بین‌المللی شعر گوتنبرگ یاد کردند و تلاش‌های او را ستودند.
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری که هر دو از شاعران شناخته‌شده و نو‌پرداز ایران هستند، حدوداً اواسط آذر ماه به دادسرا احضار شدند، اما به دادسرا مراجعه نکردند و سپس یکشنبه ۱۷ آذر ماه به طور مشکوکی ناپدید شدند.
مهدی موسوی ۱۵ آذر ۱۳۹۲ در صفحه فیسبوکش نوشته بود: «امروز صبح، اجازه خروج از کشور به من و فاطمه اختصاری داده نشد و پاسپورت ما نیز ضبط گردید. علت این موضوع را هم طبیعتاً هنوز نمی‌دانیم.»
یکی از سایت‌های نزدیک به محافل اطلاعاتی، پیش از این سید مهدی موسوی را به آشنایی و دوستی با شاهین نجفی، برگزاری مهمانی‌های مختلط و برگزاری جلسات ادبی در سطح شهر تهران و در برخی از شهرستان‌ها و «گسترش ابتذال» و «تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی» متهم کرده بود.
 
سایت «کلمه» هم گزارش داد که مهدی موسوی و فاطمه اختصاری از ۱۶ آذر ماه توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده‌اند.
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری به گزارش «کلمه» تحت فشار بازجویان اطلاعات سپاه بودند و در شرایط نامساعدی در بند ۲-الف سپاه به‌سر می‌بردند. از وضع کنونی آنها اطلاع موثقی در دست نیست.
رویا زرین، شاعر ایرانی مقیم سوئد، در گردهمایی اعتراضی مقابل سفارت ایران در استکهلم، در سخنانی کوتاه از شرایط حاکم بر ایران ابراز نگرانی کرد و از بازداشت غیر قانونی و رفتارهای فراقانونی با مهدی موسوی و فاطمه اختصاری در دوران بازداشت‌شان و بی‌خبر نگاه داشتن بستگان و دوستان زندانیان یاد کرد.
خانم زرین گفت: «آنها شاعرند. سیاستمدار نیستند. اما در ایران همه چیز سیاسی می‌شود. این بسیار غم‌انگیز است.»
لین هانسن شاعر، مترجم و نویسنده سوئدی و از مدیران برگزاری جشنواره‌ بین‌المللی شعر گوتنبرگ یکی دیگر از سخنرانان این گردهمایی بود. او ابراز امیدواری کرد که پشتیبانی از مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، دو شاعر بازداشت‌شده در ایران مؤثر باشد و آنها که اکنون در وضعیت ناگواری قرار دارند، به زودی آزاد شوند.
در این گردهمایی اعتراضی نسرین مدنی، سوفیا استنستروم، رویا زرین و لین هانسن اشعاری خواندند.
خانم نسرین مدنی در بخشی از سخنانش گفت: «اگر به راستی، دولت تدبیر، آزادی اندیشه و بیان انتقاد را حق همه می‌داند و کرامت هنر و هنرمند را دریافته است، به عنوان نویسنده‌ای مستقل، خواستار آزادی بی‌قید و شرط مهدی موسوی و فاطمه اختصاری هستم.»
اولا لارسوم (Ola Larsmo) از پن سوئد و آسترید تروتزیگ (Astrid Trotzig) از اتحادیه نویسندگان سوئد هم در سخنانی اعتراضشان را به بازداشت مهدی موسوی و فاطمه اختصاری اعلام کردند.
پیش از این نهادهای برگزارکننده و گروهی از چهره‌های ادبی در سوئد، با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به مقامات جمهوری ‌اسلامی اعتراض خود را به بازداشت این دو شاعر ایرانی اعلام کرده بودند.
از مهدی موسوی به عنوان آورنده سبک «غزل پست‌مدرن» در ایران یاد می‌کنند. رادیو زمانه در سال ۱۳۸۹ به مناسبت انتشار مجموعه‌ای از اشعار مهدی موسوی با نام «پرنده نه کوچولو بود، نه پرنده» گفت‌و‌گویی با او انجام داد. مهدی موسوی در این گفت‌گو گفت: «شعر من به آته‌ایسم نمی‌انجامد بلکه راوی شعرهای من گاهی خدای مرسوم در جامعه را به نقد می‌کشد. هیچ ایدئولوژی یا تفکری قانعش نمی‌کند. اگر با بودنش مشکل دارد با نبودنش بیشتر به بن‌بست می‌رسد.»
غزل پست‌مدرن در ایران طرفداران زیادی دارد و اشعار مهدی موسوی و فاطمه اختصاری در شبکه‌های اجتماعی خوانندگان پرشماری یافته است.
آخرین مجموعه شعری که از فاطمه اختصاری مجوز نشر پیدا کرد، « یک بحث‌ فمینیستی قبل از پختن سیب‌زمینی ها» نام دارد. این کتاب از کتابفروشی‌ها و از نمایشگاه کتاب تهران جمع شد.
خانم اختصاری در گفت‌و‌گو با رادیو زمانه گفته بود: «من در شعر‌هایم از اتفاق‌ها و اندیشه‌های شخصی‌ام الهام می‌گیرم اما شعر من دفتر خاطرات شخصی من نیست. با این‌حال انکار نمی‌کنم که فاطمه اختصاری در شعرهای من وجود دارد و نفس می‌کشد.»
مجموعه اشعار «ناگهان» (نشر شانی) و «بوق زدن برای گوسفند‌ها» (نشر جمهوری) از مهدی موسوی ممنوع از انتشار تشخیص داده شده است.

افزایش ۴۱ درصدی هزینه درمان در ایران

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران گفت: “هزینه بهداشت و درمان خانوارها فقط در فاصله مهرماه سال ۱۳۹۱ تا مهر امسال بیش از ۴۱ درصد افزایش یافته است.”
ربیعی در گفت‌وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) افزود: “در حال حاضر سهم تأمین مالی خانوارها در هزینه های درمانی به بیش از ۷۰ درصد رسیده است.”
به گفته وی ” اجرای سیاست توزیعی که با هدف افزایش رضایت کوتاه‌مدت مردم صورت گرفته، در عمل موفق نبوده به‌طوری که حتی نتوانسته رفاه مردم را تا پایان دوره کاری دولت قبل، افزایش دهد.”

مصالحه اتمی؛ ۲۰۰ میلیارد دلار زیان، ۴ میلیارد دلار درآمد قسطی

با اعلام نهایی شدن توافق موقت اتمی ۲۴ ماه نوامبر ژنو، بخش‌های حساس برنامه اتمی جمهوری اسلامی پس از ۲۰ سال صرف وقت و تحمل هزینه‌هایی که بر اساس محاسبات منابع اسراییل بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار برآورد می‌شوند، در مقابل آزاد ساختن اقساطی ۴.۲ میلیارد دلار ذخایر بلوکه شده ایران مورد مصالحه قرار گرفت.

هدف از مقایسه ارقام نجومی هزینه ها با ارقام اندک دریافتی، که در عمل اجازه محدود و مشروط برای استفاده تدریجی از درآمدهای نفتی ایران را به دولت جمهوری اسلامی میدهد، به هیچ وجه ابراز مخالفت با انجام آن نیست؛ انگیزه اصلی، تبیین بی درایتی ها در طراحی، پیگیری و اجرای محاسبه نشده برنامه‌ای است که جمهوری اسلامی اینک تحت فشار خارجی مجبور به وگذاری آن شده است.

از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۰۵ که دولت نهم جمهوری اسلامی به قدرت رسید، هزینه‌های تاسیسات اتمی ایران را می‌توان مابین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار تخمین زد. این ارقام شامل هزینه‌های تاسیس مرکز غنی‌سازی اورانیوم در نطنز با ظرفیت نصب تا ۶۰ هزار سانتریفیوژ ( در دو واحد جداگانه)، تاسیس کارخانه تولید آب سنگین در اراک، کارخانه فراوری اورانیوم (یو-سی-اف) و واحد تولید سوخت در اصفهان، فعال ساختن دو معدن اورانیوم در نطنز و بندر عباس، ایجاد راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین در اراک، تکمیل راکتور ۹۰۰ مگاواتی بوشهر، و در مجموع تجهیز ۲۰ مرکز اعلام شده و اعلام نشده اتمی ( از آزمایشگاه تا مراکز موناژ سانتریفیوژها)  در شهرهای مختلف، خرید قطعات و تجهیزات اتمی از خارج می‌شوند.

از سال ۲۰۰۵ تا سال جاری هزینه های واقعی اتمی در رابطه با ایجاد تاسیسات تازه ( فوردو)، خرید های خارجی بیشتر ( قطعات و تجهیزات) و به خصوص اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی  به‌مراتب بیشتر از برآورد منابع اسرائیلی است.

گشاده‌دستی دولت‌های نهم و دهم

با افزایش بهای نفت از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲، درآمد های خارجی ناشی از صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران به ۶۰۰ میلیارد دلار رسید. بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار نیز از راه صادرات محصولات پتروشیمی و بقیه اقلام صادرات انحصاری عاید دولت شد.

در نتیجه دست یافتن به درآمد های بیشتر، دولت ایران بخش بزرگی از این اعتبارات را در عوض سرمایه گذاری در طرح‌های تولیدی و اشتغال‌زا، با گشاده‌دستی صرف پیگیری برنامه‌های اتمی خود کرد.

در طول این مدت احتمالا در مجموع تا ۵ میلیارد دلار بابت پرداخت بدهی‌های تکمیل راکتور بوشهر به روسیه، ایجاد تاسیسات غنی سازی فوردو زیر کوه، ایجاد یک واحد تولید کیک زرد در نطنز و به‌خصوص واردات اعلام‌نشده قطعات و تجهیزات سانترفیوژهای پیشرفته از خارج، سرعت بخشیدن به تجهیز راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک، سرمایه‌گذاری در معادن اورانیوم ونزوئلا هزینه شده است.

محصول ۲۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم ایران طی ۲۵ سال گذشته تا کنون حدود ۷۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت تا ۵ در صد و ۱۹۵ کیلوگرم اورانیوم با غلظت تا ۲۰ در صد بوده که ارزش آن در بازار از حد اکثر ۷ میلیون دلار متجاوز نخواهد بود ( مبنای خرید سوخت اتمی از روسیه).

در این مدت تعداد ۸ هزار سانترفیوژ هم بر شمار سانترفیوژهای در اختیار ایران افزوده شده است. به‌موجب توافق موقت شش ماهه، ایران متعهد به تبدیل اورانیوم ۲۰ در صدی خود به اکسید اوارنیوم و محدود ساختن ذخیره اورانیوم ۵ در صدی در حجم کنونی است.

هزینه‌ها 

طی هشت سال گذشته ایران به دلیل اعمال تحریم‌ها از توسعه حتی یک فاز از فازهای باقی مانده پارس جنوبی و هرگونه افزایش ظرفیت تولید گاز خود باز مانده است. در صورت به بهره براری رسیدن این فازها، تولید گاز ایران می‌توانست به روزانه ۱.۸ میلیارد متر مکعب افزایش یابد.

در صورت مصرف بی‌رویه کنونی گاز داخلی نیز درآمدهای ارزی ناشی از این حجم صادرات ( ۱.۲ میلیارد متر مکعب تولید بیشتر در روز) می‌توانست تا سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی از راه صادرات مستقیم گاز شیرین شده، ال ان جی ( گاز مایع) و محصولات پتروشیمی برای ایران تامین کند.

هزینه‌های افزوده تجارت خارجی ایران به دلیل اعمال تحریم‌های بانکی سالانه ده‌ها میلیارد دلار است.

کاهش درآمد های ارزی ناشی از کاهش صادرات نفت خام ایران طی مدت مشابه، سالانه تا ۶۰ میلیارد دلار بوده است.

بر اساس توافق موقت که از ۳۰ بهمن ماه اجرایی خواهد شد، کلیه تحریم‌های و در نتیجه هزینه‌های برشمرده علیه تجارت خارجی، نفت و گاز ایران طی شش ماه آینده و ماه‌های بعد از آن همچنان ادامه خواهند یافت.

علیرغم هزینه‌های و زیان‌ها و صرف وقت بیست و پنج ساله، ایران در حالی از تولید حتی یک کیلووات برق اتمی اضافی محروم می‌ماند که امیر نشین کوچک ابوظبی، با صرف هزینه ۱۰ میلیارد دلار طی ۵ سال آینده و با عملیاتی شدن چهار راکتور ۱۰۰۰ مگاواتی مدرن در جریان تکمیل خود، بدون تظاهر به نگرانی تامین سوخت، به تولید ۴۰۰۰ مگاوات برق اتمی دست خواهد یافت.

ظاهرا ایران،  تاکنون به اجرای سه ساله تعهدات تکمیلی و توقف برنامه های اتمی خود، بعد ازپایان زمان شش ماهه توافق موقت، رضایت داده حال آنکه آمریکا خواستار زمان ده ساله برای راستی‌آزمایی و پذیرفتن حق ایران برای ادامه غنی سازی اورانیوم است.

پرسش اینجا است که با اعمال بازرسی‌های روزانه آژانس و تعهد ایران برای تبدیل اورانیوم ۲۰ در صدی به اکسید اورانیوم، که خطر تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی را خنثی می‌کند، هدف اعلام شده و بسیار پر هزینه جمهوری اسلامی برای دست یافتن به سوخت اتمی و تولید برق اتمی چگونه تامین خواهد شد؟

در صورت عملی نبودن امکان تولید سوخت اتمی، به دلیل قبول تعهد اجرای توافق موقت و عدم افزایش شمار سانترفیوژها، کدام مرجع داخلی پاسخگوی هزینه هایی است که به دلیل پیگیری این برنامه ها تاکنون علیه اقتصاد ایران تحمیل شده است؟

مفهوم ساده وضعیت تازه، ادامه پرداخت هزینه‌های سنگین و حرکت بدون تغییر ایران در مسیر ورشکستگی اقتصادی حتی بعد از واگذاری بخش‌های حساس برنامه‌ای است که جمهوری اسلامی از آن همچنان به عنوان «حق ملی» یاد کرده و گذشتن از آن را گذر از خط قرمز خود معرفی می‌کند.